مقاله آثار نظم و تضاد خانواده بر خشونت عليه کودکان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۹ در پژوهش اجتماعي از صفحه ۷۵ تا ۱۰۸ منتشر شده است.
نام: آثار نظم و تضاد خانواده بر خشونت عليه کودکان
این مقاله دارای ۳۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نظم
مقاله تضاد
مقاله خشونت
مقاله کودکان
مقاله خانواده

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: كفاشي مجيد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
عنوان پژوهش حاضر «بررسي آثار نظم و تضاد خانواده بر خشونت عليه کودکان ساکن در شهر يزد در سال ۱۳۸۹» است. هدف اين پژوهش شناخت عوامل تاثيرگذار شامل شاخص هاي نظم و تضاد خانواده بر خشونت عليه کودکان ساکن در شهر يزد و دستيابي به يک الگوي نظري تحليلي است که با استعانت از نظريه هاي مرتبط، عوامل مهم و اثرگذار مورد بررسي قرار مي گيرد. پژوهشگر با طرح اين پرسش که شاخص هاي نظم و تضاد خانواده چه تاثيري بر خشونت عليه کودکان دارد، به تحليل و تبيين موضوع پژوهش پرداخته است. روش تحقيق اين پژوهش، پيمايشي و ابزار گردآوري اطلاعات، پرسشنامه ENRICH و  GTSاست. نمونه مورد مطالعه ۳۸۴ نفر از کودکان ساکن در شهر يزد و ۳۸۴ نفر از والدين آنهاست. نمونه مورد مطالعه با روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي و در نهايت با استفاده از روش تصادفي ساده انتخاب شده اند. براي بررسي آمار توصيفي و استنباطي از نرم افزارspss  و Lisrel استفاده شده است.
از آنجا که مقدار «شاخص نيکويي برازش» مدل نظري پژوهش برابر ۰٫۹۳ است مي توان بيان کرد که اين مدل، برازش قابل قبولي با واقعيت دارد. ميزان ضريب به دست آمده به ميزان ۰٫۶۹ بيانگر اثر مستقيم تضاد در خانواده بر خشونت عليه کودکان است. مهم ترين معرف هاي تضاد به ترتيب اهميت، تضاد با همسر، تضاد با کودک و انتقاد از همسر است. همچنين ميزان ضريب به دست آمده بيانگر اثر معکوس نظم در خانواده بر خشونت عليه کودکان به ميزان -۰٫۵۲ است. به عبارت ديگر، نظم در خانواده اثر کاهنده و موثري روي خشونت عليه کودکان دارد. معرف هاي نظم در خانواده به ترتيب اهميت عبارت اند از همدلي، همگامي، همفکري و هم بختي.
مهم ترين معرف هاي خشونت به ترتيب اهميت عبارت اند از، از کتک زدن، تهديد کردن و کم محبتي، توهين کردن و محروم کردن از بازي، بي اعتنايي و پول ندادن، هل دادن و مسخره کردن در حضور جمع، وادار کردن به کار به رغم ميل کودک، داد زدن و اخراج کردن کودک.