سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۴۰

نویسنده(ها):

مهدی سقایی – دانشجوی دکتری جغرافیا – دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده:

رجعت علم به بنیان سازی نظری درپیرامون مفاهیم والا،گذرا از مطلق انگاری و گام نهادن در عرصه نسبی گرایی،پایانی برتمایزهابه معنای علمی و غیر علمی،توجه به اصالت وجود جسمانی و روحانی فرد یا هویت فردی و گذراازمنطق دودویی و تفکر ارسطویی ازجمله تغییرات هستی شناختی علم در عصر پسامد رن بودند که هر یک تحولات خاصی رارقم زده است .در این میان نه تنها وض عیت علم در عصر حاضر و ضرورت های آن در عرصه علم جغرافیا درک نشده است بلکه مشکل جدی در جامعه ما خصوصاً در عرصه عل وم انسانی و به طور اخص د رقلمرو جغرافیا این است که کانون نظری خلاقی که ریشه در بنیان های معرفتی بومی وزمینه های فرهنگی اسلامیایرانی داشته باشد وجود ندارد و نظام آموزش موجود، برای شکل دادن به این کانون ها مدیریتی ندارد.براین مبنا در این مقاله در وهله اول با نظریه پردازی، لایه های شکل دهنده علم جغرافیا در ا یران و وضعیت آن در حالت کلی بررسی شوددروهله دوم با توجه ب ه مطالعه موردی این علم در جهت کنش پذیری بینامتنی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد به مانند یک متن مورد واسازی قرار گرفته تا آسیب شناسی گردد در این بین با بررسی های انجام گرفته د ر زمینه مطالعه موردی آسیب شناسی نامیده می شودبه عنوان « فئودالیسم جغرافیایی » علم جغرافیابرای تبیین آنچه بزرگ ترین آسیبی که این علم راتهدید می کند،انجام گرفت ه وراهکارهای تج دید ساختار بهینه علم جغرافیادرایران بیان گردیده است.