مقاله آلودگي به شپش سر و عوامل همراه آن در دانش آموزان دبستان هاي دخترانه شهر اهواز در سال ۱۳۸۵-۸۶ که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۸ در بيماريهاي عفوني و گرمسيري ايران از صفحه ۴۱ تا ۴۵ منتشر شده است.
نام: آلودگي به شپش سر و عوامل همراه آن در دانش آموزان دبستان هاي دخترانه شهر اهواز در سال ۱۳۸۵-۸۶
این مقاله دارای ۵ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله پديكولوزيس
مقاله عوامل موثر
مقاله شپش سر
مقاله دانش آموزان مقطع ابتدايي
مقاله شيوع
مقاله اپيدميولوژي
مقاله اهواز
مقاله ايران

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: رفيعي آذر
جناب آقای / سرکار خانم: كثيري حميد
جناب آقای / سرکار خانم: محمدي زينب سادات
جناب آقای / سرکار خانم: حقيقي زاده محمدحسن

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
سابقه و هدف: شپش سر در زمره بيماريهاي انگلي پوست انسان مي باشد و در اثر تماس مستقيم با فرد آلوده و يا تماس غيرمستقيم با اشيا انتقال مي يابد. پيشگيري از شپش سر باعث ارتقا سلامت جسمي و رواني افراد اجتماعي مي شود. شيوع پديكولوزيس در مدارس، تحت تاثير عوامل مختلفي در مدرسه و خانه قرار دارد. به منظور تعيين شيوع پديكولوزيس و عوامل همراه آن اين تحقيق صورت گرفت.
روش كار: اين مطالعه توصيفي بصورت مقطعي در بهار سال ۱۳۸۵ انجام گرفت. با توجه به شيوع پديكولوزيس كه در بيشتر مناطق ايران بين ۴-۶ درصد گزارش شده است‌، حجم نمونه ۸۱۰ نفر تعيين گرديد.
از چهار ناحيه شهر اهواز، تعداد ده دبستان دخترانه دولتي بطور تصادفي انتخاب شد و از هر دبستان با توجه به تعداد دانش آموزان چند كلاس مورد مطالعه قرار گرفت. با بررسي مستقيم سر و مقنعه و استفاده از ريز بين دستي و مشاهده شپش، نمف يا تخم آن موارد آلوده مشخص گرديد. يافته ها با آزمون مربع كاي و در نظر گرفتن P<0.05 سطح معني داري اختلاف ها تجزيه و تحليل شد.
يافته ها: در بين ۸۱۰ دانش آموز مورد بررسي، ۸۹ فرد آلوده به پديكولوزيس تشخيص داده شد. ميزان آلودگي در دانش آموزان مدارس ابتدايي دخترانه شهر اهواز %۱۱ بود. شيوع پديكولوزيس با متغيرهايي مانند سطح سواد مادر، شغل پدر، وجود حمام مجهز به آبگرمكن در منزل، عملكرد تحصيلي دانش آموز، فقدان مربي بهداشت، استفاده مشترك از وسايل (شانه، بالش، حوله، رختخواب و روسري)، وضعيت ظاهري و بهداشت فردي دانش آموز، طول مو، بعد خانوار، سطح سواد پدر، شغل مادر، وضعيت اقتصادي خانواده، داشتن بيماري پوستي و دفعات استحمام در هفته ارتباط معني داري داشت. ولي بين شيوع پديكولوزيس و متغيرهايي نظير وضعيت مسكن (اجاره اي يا شخصي)، تعداد اطاقهاي منزل، جداشدن كودك از مادر ارتباط معني داري مشاهده نشد.
نتيجه گيري: با توجه به نتايج حاصله، لازمست جهت جلوگيري از ابتلا دانش آموزان به شپش، معلمين مدارس و نيز والدين تحت آموزشهاي مختلف قرار گيرند. همچنين وجود مربي بهداشت در مدارس جهت نظافت بر بهداشت دانش آموزان و نيز آموزش بهداشت فردي به آنها، مي تواند در كاهش شيوع پديكولوزيس نقش زيادي داشته باشد. ضمنا لازمست با استفاده از برنامه هاي بيماريابي، دانش آموزان آلوده سريعا به مراكز بهداشتي ارجاع داده شده و تحت درمان قرار گيرند تا از ابتلا ساير افراد به بيماري جلوگيري شود.