سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: دومین همایش اشتغال و نظام آموزش عالی کشور

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

رحمان پاریاد – کارشناس ارشد پژوهشی دانشگاه لرستان

چکیده:

عصر حاضر مقارن با عصر کارآفرینی است که مفهوم آن از دیرباز در ادبیات و متون اقتصادی به کار رفته اما چالشهای فراروی اشتغال زمان در جوامع توسعه یافته و در حال توسعهاز یکسو و نابرابری در دسترسی به برخی از دوره های تحصیلات تکمیلی از سوی دیگر و عدم امکان بروز اثر بخشی و تواناییهای زنان دانش آموخته آموزش عالی در نهایت راهکار افرینی را پیش روی دست اندرکاران این بخش نهاده است، چرا که کارآفرینانانقلابی را برانگیخته اند که اقتصاد جهانی را تغییر داده است، زیرا پیدایش کسب و کار جدید به اقتصاد بازار شور و نشاط می بخشد و فرصتهای شغلی جدیدی رامهیا می نماید. کنار گذاشتن بخش وسیعی از نیروی فعال جامعه از بسیاری از مشاغل به معنی هدر دادن منابع انسانی و پیامدهای دیگر آن افزایش انعطاف پذیری بازار و کاهش توان اقتصادی برای تعدیل تغییرات است. ترویج کارافرینی به عنوان یک راهکار مناسب برای حل این مشکل برگزیده شده است.گرچه ایجاد اشتغال، یکی از تبعات کارآفرین است.
از طرف دیگر، امروزه میزان مشارکت و اشتغال، یکی از شاخصهاینوسازی اقتصاد ملی محسوب شده و میزان و نحوه مشارکت اقشار محتلف در فعالیتهای اقتصادی یکی از عوامل و شاخصه های توسعه است. با اینکه ضرورت و الزام اقتصادی اشتغال و مشارکت زنان در فعالیتهای اقتصادی، همواره در تاریخ پیشرفت و تسوعه جوامع مختلف بشری مطرح بوده، لکن هنوز در بسیاری از کشورهامیان زنان و مردان تعادل مطلوب و قابل قبولی در این زمینه و در فعالیتهای مختلف ایجاد نشده است. تغییراتی که در ساخت اقتصادی جامعه ایجادشده موجب گردیده که فرصتهای شغلی افزایش یابد و دامنه فعالیتها را گسترش دهد. این تغییرات باعث شده است تا زنان از محدوده خانه خارج شوند، جذب نظام شغلی جامعه گردند و در تقسیم کار سنتی حاکم بر جامعه نیز تغییراتی ایجادکنند. بدین ترتیب تقسیم کار که بر اساس جنس بود و کارها را بر اساس طبیعت زنانه و مردانه بودن تقسیم می نمود تغییر کرد و از قالب سنتی بودن خود بیرون آمد.
در این مقاله ضمن بررسی مفاهیم اصلی کارآفرینی و اشتغال زنان به تنگناهها و موانع ایجاد کارافرینی و اشتغال در بین زنان و دانش آموختگان عالی پرداخته شده و در نهایت راهکارهایی ارائه شده است.