سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۷

نویسنده(ها):

ارش حدادگر – اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، مرکز توسعه آموزش پزشکی،
علیرضا منجمی – مرکز تحقیقات فیزیولوژی کاربردی- دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
شقایق حق جوی جوانمرد – مرکز تحقیقات فیزیولوژی کاربردی- دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

چکیده:

توسعه روزافزون علوم پزشکی و پیشرفتهای ش گرف تکنولوژیک در تشخیص ودرمان،باعث شده است بیماری ب ه جای بیمار در کانون توجه پزشکان قرار گیرد.این تأکید بر بیماری موجب بی توجهی به زمینه اجتماعی، فرهنگی و انسانی فرد بیمار شده است . در جبران رویکرد فروکاستی در طب که تلاش دارد بیماری انسان را با مفاهیم بیولوژیک توضیح دهد ، مکتب کل نگر پدیدار شد که سعی می کند موضوعات اجتماعی، فرهنگی و تجارب فردی را نیز در پزشکی وارد کند. از دهه ۱۹۶۰ نهضت نقد اجتماعی، برتری علم وتکنولوژی در جامعه مدرن را مورد سوال قرار داد . همزمان با این تغیرات مطالعاتی نیز درباره نقش فقر و محرومیت اجتماعی در بروز بیماریها به عمل آمد . همه اینها منجر به اضافه شدن علوم انسانی به بر نامه های درسی دانشکده های پزشکی دنیا از چندین سالپیش شد. حیطه های تدریس شامل فلسفه، تاریخ، اخلاق، جامعه شناسی و انسان شناسی پزشکی است . بیشتر این برنامه ها ب ه صورت دروس اختیاری است و شامل سخنرانی عمومی، نمایش ف یلم یا خواندن داستان و پروژ ه های دانشجویی است. علوم انسانی در برنامه آموزش پزشکی هم نقش ابزاری و هم غیر ابزاری دارد؛نقش ابزاری آن وق تی است که مثلا از هنرهای تصویری برای ارتقا ءمهارت فرد در تشخیص علایم بصری بیماری ها یا از داستان سرایی برای آموزش همدردی با بیمار استفاده می شودو استفاده غیر ابزاری از علو م انسانی برای آموزش مهارت های عمومی، توسعه فردی و مهارت ها ی تفکر است . آموزش علوم انسانی در دانشکده پزشکی با چالش هایی رو به رو خواهد بود . تصور غالب این است که آموزش علوم انسانی و مخصوصا ادبیات به دانشجویان پزشکی از آنها پزشکان انسان تری خواهد ساخت؛گرچه علوم انسانی شامل مکاتب مختلفی است و کارکرد فراتر از این مورد دارد.