سال انتشار: ۱۳۸۲

محل انتشار: اولین همایش اشتغال و نظام آموزش عالی کشور

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

محمد خواجه دلوئی – عضو هیات علمی دانشگاه علمی پزشکی مشهد

چکیده:

تحولاتی که در دو دهه اخیر در زمینه اقتصاد و سیاست درجهان رخداده است، آموزش عالی را در کشورهای مختلف جهان، به ویژه در کشورهای درحال توسعه با مباحث جدیدی مواجه کرده است. در بسیاری از کشورها نظام آموزش عالی که پیش از این نظامی بسته بود و کاملاً با برنامه ریزی دولتی اداره می شد، جای خود را به یک نظام مختلط داده است، که بخش خصوصی نیز در آن سهمی دارد.
تحول در آموزش عالی: از اواسط قرن بیستم دانشگاه های موجود درجهان، که از نظر تعداد معدود و محدود بودند، تحولات وسیعی یافتند. مهمترین این تحولات شامل: توده ای شدن آموزش عالی، آموزش های معطوف به اشغال به جای آموزش های آزاد، رشد پژوهش های مسئله بنیاد وپاسخگویی و مسئولیت پذیری در مقابل جامعه هستند. به تبع این تحولات اموزشی پزشکی نیز ناگزیر از پذیرش آن حتی شدیدتر است. ولی آنچه امروزه آموزش پزشکی را با مشکل مواجه کرده است، وجود برنامه های آموزش بدون لحاظ نمودن معیارهای فوق است، که نتیجه آن عدم تناسب دانش آموختگان با نیازهای جامعه می گردد. برای ایجاد این تناسب، بایستی مباحث زیر مد نظر قرار گیرد:
– تعیین ماموریت، چشم انداز، رسالت و اهداف دانشگاه های علوم پزشکی
– تعادل در تربیت نیروی عمومی و تخصصی
– آموزش معطوف به کارآمدی
– انتخاب و تربیت مدرسین پزشکی با توجه خاص به مهارتهای معلمی علاوه بر مهارتهای حرفه ای
– آموزش پزشکی متناسب با تغییر رسالت علم پزشکی
– استمرار آموزش به عنوان ضمانتی بر کارآیی
نتیجه گیری: معیار مهم در کارآمدی آموزش عالی وجود مناسبت، یعنی سازگاری بین آنچه جامعه از دانشگاه ها انتظار داردو عملکرد واقعی آنها است. آموزش پزشکی نیز زمانی کارآمدخواهد بود که سازگاری مفید با نیازهای جامعه داشته باشد. اگر تناسبی در کار نباشدف ارتباط برنامه آموزشی باواقعیت های حرفه ای و اشتغال محدود خواهد شو این محدودیت باعث عدم تناسب برونداد برنامه آموزشی، یعنی دانش آموختگان و مشاغل و نیازهای حرفه ای خواهد گردید.