سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

علیرضا منجمی – مرکز تحقیقات فیزیولوژی کاربردی
شقایق حق جو – دفتر پرورش استعدادهای علمی دانشجویان
ارش حدادگر – دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

چکیده:

علوم انسانی طب به کاربرد علوم انسانی (ادبیات، فلسفه، اخلاق، تاریخ )، علوم اجتماعی ( جامعه شناسی، انسان شناسی، روان شناسی) و هنر (هنرهای تصویری، تئاتر، سینما ) در آموزش طب وطبابت practice) اطلاق می شود. نارسایی های دیدگاه مکانیکی حاکم بر شاخه های مختلف طب که مبتنی بر دوالیسم دکارتی بود، جریانی را برانگیخت که به دنبال یافتن تعریفی فراگیر holistic) از انسان بودند . یکی از اولین تلاش ها، پارادایم زیسترواناجتماعی(bio-psych-xocial)بود که سعی داشت با یک رویکرد التقاطی مشکل را حل کند ، اما چون پارادایم مشترکی بین این رشته ها وجود نداشت چارچوب آن از نظر نظری و فلسفی رضایت بخش نبود . در حال حاضر دورویکرد در علوم انسانی طب وجود دارد ک ه یکپارچه گرا یا وحدت گرا (integrative) و تکثر گرا انسانی کردن کارگزارانِ طب است در حالی که رویکرد وحدت گرا به دنبال انسانی کردن طب در خلال یک فعالیت بینارشته ایinterdisciplinary است . پیشرفت علوم انسانی پزشکی را می توان نشانه ای از بحران پارادایمی در طب دآن است . بسیاری از پژوهشگران این رشته خود از جامعه پزشکی هستند، می کوشند با بهره گیری از مفاهیم علوم انسانی بدون به کار گرفتن روش وپارادایم های آن طبی انسان گراhumanistic medicine را به وجود آورند. لازمه به وجود آمدن یک رویکرد بینارشته ای همگامی هر دو رشته به ویژه همکاری فعال جامعه پزشکی در قالب یک فضای گفتمانی دموکراتیک است . اگر هدف اعلای طب ارتقای سلامت انسان باشد؛ و علوم انسانی پزشکی در صدد است که ر ویکرد بینا رشته ای باشد باید همراه طب در رسیدن به این هدف بکوشد.