با استفاده از برخي نظريات الکساندر و شولتز و با توجّه به مجموع مطالب مطرح شده،  ابتدا تفاوت بحث فضا در معماري را با بحث فضا در علومي نظير فيزيک،  رياضي و نجوم مطرح مي نماييم . (نمودار شماره ٢٠ و ٢١)

منظور از فضا و هندسه در معماري تعامل انسان است با فضايي که محيط حضور او را احاطه نموده است ،  اين فضا با حضور انسان تعيين مي يابد و نسبت به مقياس انسان،  نقطه حضور و عبور انسان،  جهت ديد و عمق ديد او و عملکرد مورد نياز او و ساير بهره بردارن در آن فضا و کالبد برآمده از آن فضا قابل ارزيابي و تحليل است .

درحاليکه فضا يا هندسه در ساير علوم به طور مستقل و مجرد، بر حسب زاويه ديد آن علم به فضا و هندسه نگريسه مي شود و در صدد تبيين صورت ها و حرکت ها در عالم فيزيک،  مکانيک و غيرو است .

بدين ترتيب ملاحظه مي شود،  هيچ نوع ارتباط ماهوي و کيفي بين اين دو نوع رويکرد به فضا وجود ندارد و اشتراک لفظ نبايد باعث اشتباه و انحراف برخي از معماران شود.

ابزار حواس پنج گانه با شيوه آزمايش هاي مکرر و استقراء عقلي ،  تجربيات حسي و ادراکي عالم ماده را براي انسان فراهم مي نمايند.

حس بينايي مهم ترين عامل ارتباط انسان با فضاي معماري است ،  اگر نوع فضاي معماري و بستر هندسي آن، متنوع متغيير و متحرک طرّاحي شود،  به نحوي که انسان در آن فضا هم عناصر متفاوت و متغيري را ببيند و هم ترغيب به حرکت شود،  اين نوع فضا براي برخورداري هر چه بيشتر انسان از ديدار عناصر طبيعي بوده و مناسب سير درآفاق انسان است . در مجموع مي توان گفت  در اين فضا انسان به حرکت مکانيکي تشويق شده و نقطه ديد او نيز،  متنوع و متغيير و متحرک طرّاحي مي شود.(نمودار شماره٢٢)

براي ابزار عقل ،  که بنا بر حديث علوي مطرح شده در بند شش ،  از طريق قواي (تفکر،  تذکر،  علم ، حلم و تنبه ) مي تواند انسان را به حکمت و نزاهت برساند٢٢،  چه نوع فضايي مي تواند مناسب تر باشد.

 حضرت در حديث ديگري مي فرمايند « سکوت باغ انديشه ها است » و اغلب حکما نيز،  نظير ارسطو و ابن سينا و ديگران « سکون را مقدمه تفکر مي دانند»،  ما نيز سکوت و سکون را تعبيري از متوقف شدن ادراکات حواس پنج گانه انسان مي دانيم ،  که مي تواند مقدمه تفکر و تذکر و دانايي و مراحل بعدي آن تا مرحله حکمت و نزاهت شود.

فضاي مناسب براي اين ابزار و شيوه هاي ادراکي انسان،  بايد داراي حداقل عناصر ديداري و شنيداري و غيرو بوده و انسان را نيز ترغيب به حرکت فيزيکي ننمايد،  بنابر اين بهترين فضا و هندسه معماري براي تفکر انسان، فضا و هندسه اي است که فاقد عناصر متنوع متغير و متحرک ديداري و غيرو بوده و انسان بهره ور را به حرکت مکانيکي تشويق ننمايد. يعني در اين نوع از فضا انسان بايد حتي المقدور ساکن بوده و نقطه ديد او نيز حتي المقدور فاقد اجزاء و عناصر متنوع و متحرک باشد.(نمودار شماره ٢٣)