سال انتشار: ۱۳۸۲

محل انتشار: سومین همایش آبخوانداری

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

مهدی شفقتی چروده – کارشناس آبخیزداری معاونت آبخیزداری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری

چکیده:

تاریخ مدیریت منابع طبیعی از سال ۱۳۱۷ تاکنون به روشنی حکایت از این دارد که مدیریت منابع طبیعی در کشوری تا ۱۲ میلیون هکتار جنگل ۹۰ میلیون هکتار مرتع، با بیش ازیک میلیون خانوار بهره بردار و قریب ۱۰۶ میلیون واحد دامی نیازمند علوفه، کاری نیست که از عهده نظام اداری و جنگلبانان و قرقبانانی محدود برآید. مردمی که همواره در دل جنگل و جوار مرتع و سایر منابع طبیعی زندگی کرده، با آن خو گرفته و رشد کرده و از این امکانات گسترده ارتزاق کرده اند، کسانی نیستند که نسبت به این منابع چندان بی توجه باشند. اما سوال اصلی در این رابطه اینست که چرا روز به روز عرصه منابع طبیعی محدودتر و گستره بیابانها وسیعتر می شوند. چرا این همه مراقبت و دقت نظرهای کارشناسی در کاهش روال تخریب نقش محسوسی ندارد.
این نکات نه در کشور ما بلکه در سایر کشورهای جهان نیز کم و بیش مطرح می باشدولی علت اصلی درکنترل عوامل تخریب و تشویق عوامل سازنده فقط در دیدگاه های فنی و طرح های کارشناسی نهفته نیست بلکه عمدتا در رفتار اجتماعی مردم بهره بردار است که در قالب مشارکت بخوبی خود را نشان می دهد وقادر است نقش حیاتی در احیای منابع طبیعی ایفا نماید.
ترویج بعنوان یک متغیر میانجی در امرتوسعههمواره با مردم همگام بوده است. این دیدگاه که دقیقا مبتنی بر موازین مدیریت رفتاری است توجه به مخاطبین و بهره برداران را امری اجتناب ناپذیر، بلکه موکد نموده است. به همین جهت هم جلب مشارکت مردم در فعالیت توسعه از اهداف زیر بنایی ترویج می باشد. چنانچه در یکی از انتشارات کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل نیز آمده است. یکی از پیش شرط های خود یاری مردم سپردن تصمیم گیری، به خود آنهاست البته اینکار آسانی نیست و غالبا به این دلیل که زمان و هزینه زیادی به همراه دارد ناگزیر به تعریفی لفظی از آرمان مشارکت اکتفا می گردد و به جای تصمیم گیری با مردم، برای مردم تصمیم گیری و برنامه ریزی می شود به همین دلیل هم جنبه اصلاحی توسعه خالی از اشکال نخواهد بود. بنابر همین نظر طرح های کاربردی برای گسترش مشارکت همگانی، ترویج نظام عدم تمرکز و تقویت نظام اداری محلی، ابزاری موثر بشمار می اید. دخالت مردم، رهبران و نهادهای محلی در طرح ها از لحاظ استفاده از دانش آنها درباره شرایط محلی و نیازها، جلب توجه وحمایت آنها، اطمینان از استفاده بهتر از بودجه پروژه ها، حفظ و نگهداری واحدهای تکمیل شده و بسیج منابع محلی برای طرح های تکمیلی و آتی کمک موثر است.
مشارکت و تشویق مردم برای توسعه و تقویت آنها، به حدی مورد توجه در مجامع جهانی است که کنفرانس جهانی اصلاحات اراضی و عمران روستایی که درر سال ۱۹۷۹ توسط فائو در رم تشکیل گردید، مزیت مشخص رهیافت مشارکتی را تبیین کرد. از تجزیه و حلیل تجارب حاصله در کشورهای مختلف بر می آید که تعداد زیادی از کشورها علایق فراوانی در استفاده از رهیافت مشارکتی بعنوان راهی برای دستیابی به جمعیت بیشتر از کشاورزان خرده پا از خود نشان داده اند. نونه های برجسته از این فعالیتها را می توان در طرح های مشارکتی مانند طرح توسعه کشاورزان خرده پا در نپال و بنگلادش ، اتحادیه کشاورزان در ژاپن ، نهضت سارویا شامادر سریلانکا، اتحادیه رعایای اتیوپی ، تعلیمات اساسی روستایی در گواتمالا، سازمان مدیریت مراتع بومی تورکانا در کنیا، بریگاد محلی در جمهوری خلق چین، نام برد.
فرضیه اساسی رهیافت مشارکتی بر این نکته استوار است که ترویج اثر بخش بودن مشارکت فعال خود کشاورزان و همچنین بدون مشارکت کارکنان تحقیقاتی و سایر واحدهای خدمات رسانی قابل دستیابی نیست.