مقاله اثرات “محدوديت درماني” بر مهارت هاي حركتي ظريف كودكان مبتلا به فلج مغزي نيمه بدن که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در ارديبهشت ۱۳۸۹ در مجله دانشكده پزشكي از صفحه ۱۲۸ تا ۱۳۶ منتشر شده است.
نام: اثرات “محدوديت درماني” بر مهارت هاي حركتي ظريف كودكان مبتلا به فلج مغزي نيمه بدن
این مقاله دارای ۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله “محدويت درماني” ( CIMT)
مقاله کاردرماني
مقاله مهارت هاي حرکتي ظريف
مقاله فلج مغزي
مقاله کودکان
مقاله توانبخشي
مقاله مقياس رشد حرکتي پي بادي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مولا كريم
جناب آقای / سرکار خانم: ذاكركيش مهرنوش
جناب آقای / سرکار خانم: سمرباف زاده عليرضا
جناب آقای / سرکار خانم: مروج آل علي ارمغان

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: “محدوديت درماني” (CIMT) در بهبود كاركرد اندام فوقاني بزرگسالان مبتلا به سكته هاي مغزي نويد – بخش مي باشد. اين روش عبارت است از ايجاد محدوديت حركتي در اندام سالم و انجام اقدامات درماني فشرده تر بر روي اندام مبتلا. مقالات موجود در مورد استفاده از اين روش در كودكان معدود مي باشد. هدف از اين مطالعه، ارزيابي اثرات روش “محدوديت درماني” بر اندام فوقاني كودكان مبتلا به فلج مغزي نيمه بدن و مقايسه آن با درمان هاي سنتي بود.
روش بررسي: در اين كارآزمايي باليني، دوازده كودك (هفت دختر و پنج پسر، در سنين ۴۸ – ۷۲ ماهگي و انحراف معيار ۹٫۱۵±۵۹٫۹۱) به روش تصادفي به دو گروه درمان (شش نفر) و كنترل (شش نفر) تقسيم شدند. كودكان به استفاده از اندام مبتلا ترغيب شدند. برنام فشرده كاردرماني به مدت پنج ساعت در روز و ۲۱ روز پي درپي براي همگي آن ها انجام شد. اندام فوقاني سالم با اسلينگ بي حركت شد. كاركرد اندام فوقاني، اسپاستي سيتي، و تحريک پذيري نورون آلفا پيش و پس از مداخله مورد اندازه گيري قرار گرفت.
يافته ها: توانايي استفاده از اندام فوقاني مبتلا در كودكاني كه تحت درمان به روش CIMT قرار گرفتند نسبت به كودكان گروه كنترل از نظر آماري بهبودي معني داري نداشت (P>0.05). با اين وجود، گزارشات مراقبان بيمار و مشاهدات باليني حاكي از آن است كه بر ميزان استفاده از اندام مبتلا و كيفيت حركات افزوده شده است.
نتيجه گيري: يافته ها بيانگر آن است نتيجه گيري قطعي در مورد به كار بردن روش استفاده CIMT در كودكان مبتلا به فلج مغزي نيمۀ بدن نيازمند مطالعات بيشتر است.