سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: همایش ملی قنات

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

محمد تقی کاشکی – عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان

چکیده:

آب و آبادی دو واژه ای هستند که در فرهنگ ادبیات کشور ما سابقه دیرینه دارند. این دو واژه در کنار کلمه قنات مفهوم تولید و زندگی را تداعی می کنند. ساندرا پوستل انقلاب کارائی استفاده از آب را آخرین واحه (آخرین آبادی) تعبیر کرده است. بنابراین واحه عبارت است از سرزمین های آباد و خرم که در مناطق خشک بر اثر به کارگیری تکنیک های خاص مهار و کنترل آب بجود می آید. تکنیک استحصال آب به شیوه قنات در مناطق خشک بر اثر به کار گیری تکنیک های خاص مهار و کنترل آب به وجود می آید. تکنیک استحصال آب به شیوه قنات در مناطق خشک و به ویژه در منطقه خشک و بیابانی گناباد به عنوان نمادی از تعامل و مصالحه ساکنین منطقه با شرایط طبیعی حاکم و بهره برداری پایدار از منابع محیطی تلقی می گردد. در واقع نیاکان ما نه تنها فن قنات و قنات داری را به طرز هوشمندانه فهمیده بودند بلکه به اهمیت کنترل رواناب و پخش سیلاب در سراب مادر چاه قنوات واقف بوده و استمرار جریان آبهای زیرزمینی را در گرو اینکار می دانستند. جریان بلاانقطاع قنات قصبه گناباد و سایر قنوات موجود در منطقه مرهون سیلابهای است که از رشته ارتفاعات جنوبی شهرستان شرچشمه گرفته و بر سطح مخروط افکنه ها نفوذ می یابد. طی مطالعه ای که در خصوص مدیریت منطقه بیابانی گناباد در سال ۱۳۸۰ صورت پذیرفت اثرات واحه ای پخش سیلاب بویژه از حیث تاثیر آن بر آبدهی قنوات و تداوم فعالیت های کشاورزی و تولید اقتصادی پایدار در منطقه مورد توجه قرار گرفت که در این مقاله ضمن تشریح مهمترین اثرات واحه ای پخش سیلاب در منطقه مطالعاتی تغذیه آبخوان ها و تقویت ذخایر آب زیرزمینی که بازتاب آن در نقش قنات تجلی می یابد مورد تجزیه و تحلیل و ارزیابی قرار می گیرد.