مقاله اثربخشي مداخله آموزشي بر کنترل متابوليک بيماران ديابتي مراجعه کننده به انجمن ديابت ايران که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در ۱۳۸۸ در مجله ديابت و متابوليسم ايران (مجله ديابت و ليپيد ايران) از صفحه ۵۷ تا ۶۴ منتشر شده است.
نام: اثربخشي مداخله آموزشي بر کنترل متابوليک بيماران ديابتي مراجعه کننده به انجمن ديابت ايران
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ديابت نوع ۲
مقاله کنترل متابوليک
مقاله آگاهي
مقاله نگرش
مقاله رفتار
مقاله HbA1C

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: رخشنده رو سكينه
جناب آقای / سرکار خانم: غفاري محتشم
جناب آقای / سرکار خانم: حيدرنيا عليرضا
جناب آقای / سرکار خانم: رجب اسداله

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: نتايج مطالعات مربوط به عوارض و کنترل ديابت، به طور واضح ثابت کرده اند که کنترل متابوليکي خوب و آموزش کافي مي توانند پيامد باليني افراد ديابتي را بهبود بخشند. آموزش بيمار به عنوان يک بخش اساسي از کنترل ديابت محسوب مي شود. مطالعه حاضر با هدف بررسي ميزان تاثير آموزش بر ارتقاي آگاهي، نگرش و رفتارهاي خود مراقبتي بيماران ديابتي مراجعه کننده به انجمن ديابت ايران و متعاقب آن کنترل متابوليک آنها انجام گرفته است.
روش ها: پژوهش حاضر، تحقيقي نيمه تجربي از نوع پرسشنامه قبل و بعد از مداخله مي باشد. در اين مطالعه ۴۴ بيمار ديابتي مراجعه کننده به انجمن ديابت ايران (۲۴ مرد و ۲۰ زن) که باسواد و ساکن شهر تهران و مبتلا به ديابت نوع ۲ بودند، به روش نمونه گيري غيرتصادفي به عنوان واحدهاي پژوهش انتخاب گرديدند (سن ۴۰ تا ۶۵ سال). ابزار گردآوري داده ها در اين تحقيق پرسشنامه سنجش آگاهي، نگرش و رفتار و همچنين بررسي آزمايشگاهي HbA1C بودند که روايي و پايايي پرسشنامه به ترتيب با روش هاي اعتبار صوري / محتوي و آزمون – آزمون مجدد بررسي و مورد تاييد قرار گرفت. جمع آوري اطلاعات از واحد هاي تحت مطالعه (تکميل پرسشنامه و نمونه گيري خون) در دو مرحله انجام شد، به اين صورت که پس از انجام آزمون اوليه، مداخله آموزشي انجام گرفت. ۳ ماه بعد از اتمام آموزش، آزمون ثانويه صورت گرفت. براي تجزيه و تحليل داده ها در اين مطالعه، از نرم افزار آماريSPSS  ويرايش ۱۲ (آزمون هاي آماري پارامتريک و ناپارامتريک شامل تي زوجي و ويلکاکسون) بهره گرفته شد. مشارکت افراد در اين تحقيق با رضايت آگاهانه و کاملا داوطلبانه بود.
يافته ها: در پژوهش حاضر،
%۴۵ (۱۸ نفر) از افراد تحت مطالعه را مردان تشکيل مي دادند. ميانگين و انحراف معيار افراد از نظر سني در اين مطالعه ۷±۵۲ سال بود. همه افراد تحت بررسي متاهل بودند. ميانگين و انحراف معيار مدت ابتلاي افراد تحت مطالعه به بيماري ديابت ۴±۶ سال بود. همچنين از نظر سابقه بيماري در خانواده افراد، %۶۲٫۵ (۲۵ نفر) بيماران داراي سابقه خانوادگي بيماري ديابت بودند. يافته هاي حاصله نشانگر تاثير مثبت و معني دار آموزش بر آگاهي، نگرش و عملکرد افراد ديابتي تحت مطالعه بود (P<0.001). همچنين طبق نتايج، ميانگين HbA1C از ۲/۲±۱/۱۳ درصد (قبل از آموزش) به ۶/۱±۵/۱۰ درصد (بعد از آموزش) کاهش يافت و تفاوت حاصله معني دار بود.
نتيجه گيري: برنامه هاي آموزشي منسجم؛ آگاهي، نگرش و عملکرد بيماران ديابتي را به طور قابل ملاحظه اي ارتقا مي دهد و نيز باعث بهبود کنترل متابوليک آنها مي گردد. با ايجاد چنين تغييراتي در بيماران ديابتي، مي توان نتايج خوبي را براي آنان انتظار داشت.