مقاله اثر شاخص هاي تن سنجي در پيش بيني عوامل خطرزاي بيماري هاي قلبي – عروقي در كودكان و نوجوانان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۹ در مجله علمي دانشگاه علوم پزشکي قزوين از صفحه ۱۸ تا ۲۵ منتشر شده است.
نام: اثر شاخص هاي تن سنجي در پيش بيني عوامل خطرزاي بيماري هاي قلبي – عروقي در كودكان و نوجوانان
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نمايه توده بدني
مقاله اندازه دورکمر
مقاله چاقي
مقاله سندرم متابوليک
مقاله کودکان و نوجوانان

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: كليشادي رويا
جناب آقای / سرکار خانم: هاشمي پور مهين
جناب آقای / سرکار خانم: فقيه ايماني زهرا
جناب آقای / سرکار خانم: ناظمي احسان
جناب آقای / سرکار خانم: قطره ساماني شهره
جناب آقای / سرکار خانم: خاوريان نوشين

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه: از آنجا كه عوارض چاقي شکمي بيش از چاقي عمومي است، امروزه اندازه گيري نمايه توده بدني(BMI)  و دورکمر(WC)  به صورت توام براي پيشگويي خطرات ناشي از چاقي در بزرگسالان به کار مي روند. اما اطلاعات چنداني در رابطه با اين موضوع در کودکان و نوجوانان در دست نيست.
هدف: مطالعه به منظور تعيين اثر شاخص هاي تن سنجي براي پيشگويي عوامل خطرزاي بيماري هاي قلبي عروقي (CVD) در کودکان و نوجوانان داراي اضافه وزن انجام شد.
مواد و روش ها: اين مطالعه مقطعي در سال ۱۳۸۶ بر روي ۳۴۳۲ کودک و نوجوان مبتلا به اضافه وزن يا چاق مراجعه کننده به مرکز تحقيقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکي اصفهان انجام شد. شش عامل خطرزاي
 CVDدر آنها بررسي و ثبت شد. در اولين مرحله از تحليل آماري،WC  و BMI به عنوان متغيرهاي پيوسته در پيشگويي عوامل خطر CVD مورد استفاده قرار گرفتند. در مرحله دوم، افراد مورد مطالعه در دو گروه چاق و مبتلا به اضافه وزن تقسيم شدند و در هريک از اين دو گروه، عوامل خطرزا بين دو گروه دارايWC  بالا و پايين تر از صدک ۷۵ بر اساس سن و جنس مقايسه شدند.
يافته ها: هنگامي که
WC و  BMIدر يک مدل رگرسيون مشابه براي پيشگويي عوامل خطرزاي CVD به کار رفتند، ميزان افزايش واريانس نسبت به آنچه که با کاربرد BMI يا WC به تنهايي به دست آمده بود معني دار نبود. هنگامي که WC و BMI به صورت گروه بندي شده به کار رفت،WC  اطلاعات بيش تري را در مورد خطر CVD نسبت به کاربردBMI  به تنهايي در اختيار قرار داد، به عنوان مثال در گروه مبتلا به اضافه وزن (بر اساس BMI)، ميانگين فشارخون سيستوليک در زير گروه داراي WC بالا، به ترتيب ۸٫۵± ۱۱۱٫۳و در زير گروه WC پايين ۱۱۳٫۱±۸٫۵ ميلي متر جيوه بود (P=0.04).
نتيجه گيري: يافته هاي اين مطالعه بر نقش چاقي شکمي در افزايش احتمال ابتلا به عوارض چاقي در کودکان و نوجوانان تاکيد نمود. پيشنهاد مي شود که همانند بزرگسالان، اندازه گيري WC هم علاوه بر BMI براي ارزيابي عوامل خطرزاي بيماري هاي مزمن به ويژه بيماري هاي قلبي عروقي در کودکان و نوجوانان در نظر گرفته شود.