مقاله اثر عصاره ريشه گياه آدمک (Biebersteinia multifida DC) بر کاتاتوني ناشي از پرفنازين در موش سوري که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۷ در دانش زيستي ايران از صفحه ۷ تا ۱۱ منتشر شده است.
نام: اثر عصاره ريشه گياه آدمک (Biebersteinia multifida DC) بر کاتاتوني ناشي از پرفنازين در موش سوري
این مقاله دارای ۵ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سختي عضلاني
مقاله ريشه گياه آدمک
مقاله Biebersteinia multifida DC
مقاله کاتاتوني
مقاله پرفنازين

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: خاك پور شهرزاد
جناب آقای / سرکار خانم: هادي پورجهرمي مهسا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
کاتاتوني يکي از مهم ترين علايم بيماري پارکينسون است که در نتيجه نقص سيستم دوپاميني در مسير خارج هرمي ايجاد مي گردد. امروزه اثرات بسياري از گياهان دارويي بر روي بيماري هاي عصبي و حرکتي مورد مطالعه قرار گرفته اند که برخي نيز در کلينيک پذيرفته شده است. در مطالعه حاضر، اثرات محافظتي عصاره ريشه گياه آدمک (Biebersteinia multifida DC)  بر شدت کاتاتوني ناشي از پرفنازين، که يکي از علایم اصلي بروز بيماري پارکينسون است، مورد بررسي قرار گرفته است .حيوانات به مدت دو هفته روزانه تحت تيمار با عصاره ريشه گياه آدمک قرار گرفتند. بدين ترتيب که در گروه هاي مختلف دوزهاي ۱۰، ۲۵، ۵۰ و ۱۰۰ ميلي گرم بر کيلوگرم وزن بدن، عصاره ريشه گياه آدمک توسط گاواژ به طور خوراکي تجويز گرديد. گروه هاي کنترل نيز به مدت دو هفته آب مقطر دريافت نمودند. سپس، به منظور ايجاد کاتاتوني، يک ساعت پس از تجويز آخرين دوز، داروي پرفنازين (۵ ميلي گرم بر کيلوگرم وزن بدن) بطور داخل صفاقي تزريق گرديد. سختي عضلاني و پيشرفت کاتاتوني بر اساس روش Morpurgo از طريق مشاهده حرکات حيوان و اختصاص دادن امتيازات ويژه به صورت کمي محاسبه گرديد. يافته هاي مطالعه حاضر نشان داد که عصاره ريشه گياه آدمک به صورت وابسته به دوز، قادر است سختي عضلاني را بهبود بخشد. اين در حالي است که دوزهاي ۱۰، ۲۵ و ۵۰ ميلي گرم بر کيلوگرم وزن بدن، با گذشت زمان سختي عضلات را افزايش داده و دوز ۱۰۰ ميلي گرم بر کيلوگرم وزن بدن، موجب کاهش سختي عضلاني شد. عصاره ريشه گياه آدمک در مقدار زياد، با تاثير بر سيستم دوپامينرژيک و احتمالا در مسير نيگرواسترياتال، قادر به رفع علایم سختي عضلات بوده و در مقادير کمتر، احتمالا به دليل وقفه در عملکرد گيرنده هاي D2 در مسيرهاي مزوکورتيکال – مزوليمبيک و يا اثرات احتمالي آنتي هيستاميني، موجب تشديد علايم کاتاتوني ناشي از پرفنازين مي گردند.