سال انتشار: ۱۳۸۰

محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی مدیران کیفیت

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

بهروز ریاحی – مدیر سیستمهای کیفیت موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران

چکیده:

در سالیان اخیر اندیشه استقرار سیستمهای مدیریت کیفیت در سازمانهای دولتی و بخش خدمات عمومی، همچون بنگاه های تولیدی و بخش خصوصی توجه اندیشمندان علم اداره ومدیریت را به خودجلب کرده است. دانش مدیریت از آن جهت یک علم فراگیر و گسترده است که در همه عرصه های علوم طبیعی، فنی و مهندسی، علوم انسانی ، ریاضی و…. کاربرد داشته و چه بسا نخبگان حاضر در همه علوم به این واقعیت ملموس دست یافته اند که برای اداره یک مجموعه انسانی در یک کارخانه، بیمارستان، آموزشگاه، سازمان و …علاوه بر داشتن تخصصهای فنی مورد نیاز، آشنایی با اصول مدیریت و تکنیکهای آن امری ضروری و حائز توجه است.
سیستمهای مدیریت کیفیت شامل استانداردهای سری HACCP, QS 2000, ISO 14000, ISO 9000 که تاکید بر ضمن کیفیت خدمات و محصولات دارند بر امر هم دیگری نیز اصرار می رزند که هر سیستم کیفیتی خود نیاز به مدیریت دارد. شاید درنگاه اول اینگونه به نظر برسد که استقرار سیستم در بخش خصوصی و بنگاه های تولیدی تاحدودی آسان و سهل الوصول است (که البته در مقایسه با سازمانهای عمومی اینگونه نیز می باشد). اما استقرار این سیستم در بخش خصوصی نیز نیاز به نظارت، آموزش، استمرارو مداومت دارد. استقرار سیستم مدیریت کیفیت در اداره امور عمومی و سازمانهای دولتی به مراتب سخت تر از استقرار آن در بنگاه های تولیدی است.لذا می طلبدتا طراحان مدل استقرار ، علاوه بر توجه به همه ملاحظات سیستم در بخش خصوصی و تولید، به اینمهم توجه نمایندکه در سازمانهای دولتی محول اصلی ارائه خدمات به انسان است انسانی که دارای مجموعه از رفتارها، خلصتها، طرز نگرشها، باورها، ارزشها و اخلاقیاتی است که هر کدام به تنهایی می تواند بر روند سیستم تاثیر گذارد. این مقاله کوشیده است تا با مطالعه پیرامون الزامات استقرار این سیستم در به عمومی از زاویه دیگر به موضوع بپردازد.