سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

قاسم نیکخو – عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

چکیده:

ادبیات پسا استعمار،ش اخه ای ازادبیات پسامدرن و نقدآن نیز شاخه ای از نقدپسامدرن است. پسااستعمار یعنی تمام فرهنگ های متأثراز جریان امپریالیسم از لحظه استعمار تا زمان حال. استعمارگربه کشورهای انگلستان، فرانسه ، اسپانیا ، پرتغال و هلند اطلاق می شود.آمریکاهر چند زمانی مستعمره بود، درحال حاضر استعمارگر است. مستعمرات نیز به کشورهای آفریقایی ،کشورهای آمریکای جنوبی، استرالیا، نیوزلند، بنگلادش، کانادا، کشورهای کار یب (هند غربی )، هند ، مالزی، مالت، پاکستان، سنگاپور، فیلیپین، جزایراقیانوس آرام جنوبی،سری لانکا ، آمریکای ماقبل انقلاب ۱۷۷۶ ، هنگ کنگ و …..اطلاق می شود. آمریکا از انقلاب و استقلال خود در ۱۷۷۶ به بعد خود کم کم استعمارگر شد . ابتدا در قاره خود و سپس در د یگر قاره ها به استعمارگری پرداخت .نظم نوین جهانی آمریکایی نیز نتیجه همین دیدگاه استعماری است. آنان معتقدند مردم جهان به هرقیمی به نام آمریکا نیاز دارند ! البته سقوط کمونیسم و فروپاشی دی وار برلین نیز به این یکه تازی کمک کرد ؛ به عبارت دیگر مرگ جهان دو قطبی نیز درابرقدرتی بی تاثیر نبوده است. پس ادبیات پسااستعماریعنی ادبیات این کشورها از زمان استعمار یا حتی قبل از استعمار تاحال و همچنین ادبیات اقلی ت ها (مخصوصاً رنگین پوس ت ها) که به نوعی تحت استعمار هستند، مثلاً مکزیکی- آمریکایی ها (چیکانوها)، بومی های استرا لیا، سیاهان آمریکا ، الجزایری های فرانسه ، پاکستانی ها و هندی های انگلستان و …. جزوپسا استعمار هستند. این مقاله تلاش می کندچالش های پسااستعماری هارادربازنگرش مجدد تاریخ و بازنویسی آن به تدوین کشد