سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: کنفرانس بین المللی اقتصاد، حسابداری، مدیریت و علوم اجتماعی
تعداد صفحات: ۹
نویسنده(ها):
پریسا نوری – دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی داخلی، گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمانشاه، ایران
زهرا فرشادفر – دکتری مدیریت، عضو هیأت علمی، گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمانشاه، ایران

چکیده:
در دهه اخیر و به دنبال مدیریت زنجیره تأمین الکترونیک، روند مدیریت زنجیره تأمین نیز با تغییرات شدیدی روبه رو گردید، چرا که از حالت سازمانی یا منطقه ای به حالت جهانی باید تغییر کند. بدینترتیب تولید از روش تولید استاندارد و انبوه به سمت تولید منعطف محلی سوق داده شد. لازمه این امر نیز تغییر ساختاری آن از حالت متمرکز به حالت نیمه متمرکز و ایجاد واحدهای استراتژیک مستقل بوده است. تغییر دیگری که در این روند میتوان مشاهده کرد افزایش سهم برون سپاری است ریچارد ۱ ، ۵۰۰۲ . شرکتهای مدیریت زنجیره تأمین برای افزایش مزیت رقابتی خود در طول فرایند تأمین تمرکز خود را روی مراحلی اختصاص می دهند که ارزش افزوده بیشتری را برای مشتری و شرکت فراهم سازد. بدین ترتیب بخشهایی با ارزش افزوده کمتر را به شرکتهای دیگر داده و ترجیح میدهند خرید خارجی کنند. بدین ترتیب نقش استراتژی های همکاری در برنامهریزی زنجیره تأمین بسیار تعیین کننده شده است. در این پژوهش با ارائه مدل مفهومی برگرفته از لیو و دیگران در سال ۵۰۱۲ به روشی مروری و کتابخانهای با بهرهگیری از پیشینههای داخلی و خارجی به رابطه بین برنامهریزی زنجیره تأمین و روابط مبتنی بر اعتماد بر عملکرد عملیاتی شرکت پرداخته شده است.