سال انتشار: ۱۳۸۷

محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی مدیریت استراتژیک

تعداد صفحات: ۱۴

نویسنده(ها):

سید علیرضا فیض بخش – استادیار و عضو هیات علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
امیر اخلاصی – دانشجوی دکتری بازاریابی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
سحر جامی – دانشجوی کارشناسی ارشدMBA دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف

چکیده:

در عصر اقتصاد مبتنی بر دانش، مشخصه اساسی علوم نوین مدیریت بنگاههای کسب و کار را در توان و قابلیت آنها در سنجش و ارزیابی عملکرد و مدیریت، هدایت و راهبری آنها در زمینه های مورد نظر می دانند. امروزه مدیران به ارزش و تاثیر ابزار سنجش عملکرد سازمان پی برده اند، اما به ندرت به فکر استفاده از آن به عنوان بخشی از استراتژی شرکت افتاده اند.نظامهای عملیاتی و کنترل مدیریتی اکثر شرکتها حول معیارها و اهداف مالی ایجاد می شوند که کمترین ارتباط را با پیشرفت شرکت به سوی دستیابی به اهداف راهبردی بلند مدت دارند. از ابزارهایی که طی یک دهه گذشته در جهت راهبری سازمان و پیشبرد استراتژی ها توسط سازمانهای پیشرو به کار گرفته شده است، کارت امتیازی متوازن و مدل تعالی سازمانی است. در دهه اخیر بحث های فراوانی در ارتباط با سازگاری و یا عدم سازگاری این دو مدل متوازن و مدل تعالی سازمانی است. در دهه اخیر بحث های فراوانی در ارتباط با سازگاری و یا عدم سازگاری این دو مدل برای اجرای همزمان در سازمانها مطرح شده و مقالات متعددی نیز در همین رابطه انتشار یافته است. در این مقاله تلاش شده است تا مزیت ها و کاستی های هر دو مدل در قیاس با یکدیگر مورد بررسی قرار گیرد و در نهایت نشان داده شود، مدل جدیدی که از تلفیق این دو ابزار بوجود می آید نه تنها با هم در تضاد نبوده، بلکه ضمن جامعیت بواسطه پوشش تمام ابعاد سازمان، با پوشش نقاط ضعف یکدیگر، امکان هم افزایی بیشتر را برای راهبری سازمان و همچنین ارزیابی عملکرد فراهم می آورد.