مقاله ارتباط شاخص گليسمي و بار گليسمي با سندرم متابوليك و شاخص هاي آن که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در اسفند ۱۳۸۸ در مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران از صفحه ۶۱۵ تا ۶۲۴ منتشر شده است.
نام: ارتباط شاخص گليسمي و بار گليسمي با سندرم متابوليك و شاخص هاي آن
این مقاله دارای ۱۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله شاخص گليسمي
مقاله بار گليسمي
مقاله سندرم متابوليک

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: ميرميران پروين
جناب آقای / سرکار خانم: سعيدپور آتوسا
جناب آقای / سرکار خانم: حسين پورنيازي سميه
جناب آقای / سرکار خانم: عزيزي فريدون

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: سندرم متابوليك مجموعه اي از اختلال هاي متابوليك است كه با بيماري هاي مزمن مانند چاقي، بيماري هاي قلبي – عروقي و ديابت در ارتباط است. اتيولوژي دقيق آن ناشناخته است، اما به نظر مي رسد كه عادت هاي رژيمي در اين سندرم نقش عمده اي داشته باشند. در اين مطالعه ، ارتباط شاخص گليسمي (GI) و بار گليسمي (GL) با سه تعريف سندرم متابوليك و هر يك از شاخص هاي آن بررسي شدند.
مواد و روش ها: نمونه هاي خون و يادآمد ۲۴ ساعته، در يك مطالعه آينده نگر، در يك پيگيري ۶٫۴ سال از ۱۲۰ فرد بالاي ۴۰ سال و بدون سندرم متابوليك يا ديابت در مطالعه قند و ليپيد تهران جمع آوري شدند. شاخص هاي تن سنجي، فشارخون و قند خون ناشتا اندازه گيري شد. GI و GL در افرادي كه طي پيگيري به سندرم متابوليك مبتلا شدند، تعيين و با افرادي كه مبتلا به سندرم متابوليك نشدند، مقايسه شدند. سندرم متابوليك بر اساس شاخص هاي تنظيم شده توسط WHO، IDF و ATPIII تعريف شد.
يافته ها: بعد از تعديل براي متغيرهاي مداخله گر، دريافت GI و GL به طور معكوسي با تعريف هاي ATPIII و IDF ارتباط داشت. شيوع سندرم متابوليك در بالاترين پنجك دريافت ([OR] 4.5; 95%CI: 1-19. 2) GI و GL ([OR] 4.8; 95%CI: 1.1-20. 6) نسبت به پايين ترين پنجك، بعد از تعديل براي عوامل مداخله گر رژيمي و شيوه زندگي به طور معني داري بالاتر بود. از طرفي شاخص گليسمي در بالاترين پنجك با افزايش نمايه توده بدن، كلسترول، كلسترول (P=0.005) LDL و كاهش كلسترول (P=0.01) HDL و بار گليسمي در بالاترين پنجك با افزايش كلسترول (P=0.001) LDL و كاهش كلسترول (P=0.015) HDL در ارتباط بود.
نتيجه گيري: شاخص گليسمي و بار گليسمي مي توانند اثر نامطلوبي بر سندرم متابوليك و اجزاي آن داشته باشند.