مقاله ارتباط ضخامت چربي مزانتريك با شدت تجمع چربي در بيماري کبد چرب غير الکلي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در طب جنوب از صفحه ۱۸۰ تا ۱۸۹ منتشر شده است.
نام: ارتباط ضخامت چربي مزانتريك با شدت تجمع چربي در بيماري کبد چرب غير الکلي
این مقاله دارای ۱۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله بيماري کبد چرب غيرالکلي
مقاله چربي احشايي
مقاله اولتراسونوگرافي
مقاله شاخص توده بدني

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مرادحاصلي فرزاد
جناب آقای / سرکار خانم: انحصاري احمد
جناب آقای / سرکار خانم: خشنودمنصورخاني محمدجواد
جناب آقای / سرکار خانم: حيات بخش عباسي محمدمهدي
جناب آقای / سرکار خانم: احمدي جعفر
جناب آقای / سرکار خانم: درويش مقدم صديف

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه: بيماري کبدچرب غيرالکلي يک بيماري شايع کبدي مي باشد که ارتباط آن با چاقي و سندرم متابوليک همواره مورد توجه بوده است. هدف از اين مطالعه، مشخص کردن نقش تجمع چربي هاي احشايي در بيماران مبتلا به کبد چرب غيرالکلي بود.
مواد و روش‌ها: ۱۰۵ نفر از افرادي که بر اساس ارزيابي هاي باليني و تشخيصي احتمال ابتلا به کبد چرب غيرالکلي داشتند و بيماري شناخته شده کبدي ديگري نداشتند، تحت مطالعه قرار گرفتند. در اين افراد بررسي توسط سونوگرافي از نظر درجه بندي شدت کبد چرب و ضخامت چربي احشايي و اندازه گيري متغيرهاي بيوشيميايي صورت گرفت. شاخص هاي تن سنجي نيز اندازه گيري شد.
يافته‌ها: از افراد مورد مطالعه، ۳/۱۳ درصد فاقد کبد چرب، ۲/۵۵ درصد داراي کبد چرب خفيف، ۸/۲۳ درصد در حد متوسط و ۶/۷ درصد به نوع شديد مبتلا بودند. درجه اکوژنيسيته کبدي به عنوان شاخصي از شدت کبد چرب، با وزن (p=0.001)، شاخص توده بدني (p=0.001)، ضخامت چربي مزانتريک (p<0.001)، اندازه دورکمر (p=0.001)، تري گليسريد (p=0.004)، (p=0.011) ALTو (p=0.009) AST ارتباط داشت ولي با سن، قند خون ناشتا، کلسترول تام و اجزاي با دانسيته پايين يا بالاي کلسترول، بيلي روبين و آلکالين فسفاتاز ارتباطي را نشان نداد. ضخامت چربي مزانتريک با وزن، شاخص توده بدني، دور کمر، سن و قند خون ناشتا همبستگي مثبت و معني دار داشت. ضخامت چربي مزانتريک يک عامل مستقل براي پيشگويي شدت استئاتوز کبدي بود (R=0.61).
نتيجه گيري: چربي احشايي مهم ترين عامل همراه با کبد چرب بوده که مي توان از اندازه گيري آن توسط سونوگرافي به عنوان روشي مناسب براي ارزيابي چاقي مرکزي استفاده کرد.