سال انتشار: ۱۳۸۷

محل انتشار: ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

حمیدرضا عراقی – مدیر بازرگانی شرکت ملی گاز ایران

چکیده:

بحث نظام مشارکت و مدیریت مشارکت جو، موجباتی فراهم می آورد تا سازمان با عملکردی بیشتر و بهتر بر کیفیت و کمیت، به جهت اهداف خود حرکت کند و کارکنان و مسئولین درون سازمان از کار خود در سازمان احساس خشنودی و سرافرازی کنند. برای دستیابی به چنین مهمی لازم است که مدیر به این اصل اعتقاد داشته باشد.
به نظر نگارنده عامل کلیدی محتوایی در این حرکت جمعی باور خود مدیریت است، باور جدایی از دانستن است به تعبیری یقین داشتن است، یعنی تصمیمات عقل را از دل گذارندن و با تمامی وجود در جهت رسیدن به هدف تلاش کردن و آناکسیری است، حسی است که چون در دل نشیند وجود انسان را کنترل و کلیه تلاش انسان را در جهت آن تمایل رهنمون می کند. همه تفرقات را صورت وحدت می بخشد و تفرق را به تجمع بدل می کند و هم آدمی را واحد می کند.
چنانچه شخص مدیر موضوع را باور داشته باشد انتقال مفاهیم و تصمیمات نمود عینی پیدا می کنند و تظاهر و بازیگری جایگاهی نخواهد داشت و قطعا بر دل می نشیند و کلیه روشها و تکنیکهای مشارکتی بر یک باور شعوری، قرار خواهند گرفت و تا رده های پایین سازمان این باور شعوری ادامه پیدا خواهد کرد.
به طور خلاصه باید گفت تا باور مدیریتی نباشد، نه نظام مشارکت، نه مدیریت مشارکت جو و نه نظام پیشنهادات موفق نخواهد شد. چنانچه مدیریت صرفا بر اساس یافته های شکلی بدون باور قلبی بخواهد این نظام را در سازمان پیاده کند و یا اینکه صرفا بر اساس دستورالعمل ها و بخشنامه ها و مقررات و ظاهرسازی و قس علیهذا … به این کار اهتمام ورزد مورد باور کارکنان و مدیران درون سازمان قرار نخواهد گرفت و موفق نخواهد شد ولی اگر بر اساس باور این کار شروع شود و به خصوص در تصمیم گیری ها مشورت داده شوند نه صرفا در اجرا این شرکت دادن دخالت دادن و مشورت کردن ها یکی از رازهای جدی موفقیت در اجرا نیز خواهد شد، هم تصمیم را پخته می کند و هم تصمیم گیران را و هم اجرا را روان تر می سازد. دخالت دادن همکاران در تصمیم باعث میشود قریب به اتفاق افراد خود را مسئول بدانند و احساس یک محیط متعالی بوجود خواهد آمد.