سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: دومین کنفرانس توسعه منابع انسانی

تعداد صفحات: ۲۳

نویسنده(ها):

علی یدقار – عضو هیات علمی دانشگاه تهران، مدیر توسعه بازار شرکت پتروپارس، کارشناس
مسعود تدین – کارشناس ارشد مهندسی صنایع، سرپرست برنامه ریزی و کنترل پروژه شرکت پترو

چکیده:

با توجه به وضعیت ویژه ایران از لحاظ منابع سرشار (از جمله انرژی) موقعیت جغرافیایی مناسب، جمعیت جوان و … در دهه اخیر شاهد اجرای پروژه های عظیم در بخش های مختلف صنعت نفت و گاز کشور بوده ایم. بررسی و ارتقای این طرح ها و پروژه های کلان در زمینه های مختلف انرژی و صنایع بالادستی آن ضروری به نظر می رسد.
برای اجرای طرح ها و پروژه هایی از این قبیل بهتشکیل شرکت های پیمانکار عمومی GC (General Contractor) نیازز داریم. GC، پیمانکاری است که مسوول آماده سازی هماهنگی و تکمیل تمامی کارهای یک پروژه است . پیمانکاران عمومی مسوولیت کامل پروژه های زیر بنایی را به عهده گرفته و تمامی نیازمندی های یک پروژه را به انحنای مختال فبرآورده می سازند و در حقیقت گره انتهایی شبکه ای ازشرکت های مختلف مهندسیی و تامین و ساخت است که به همراه هم یک پروژه را پیش می برد. هنگامی که ابعاد یک پروژه بسیار بزرگ می شود، بدین ترتیب ریسک چنین پروژه هایی بالا خواهد رفت. با توجهبه ماهیت و ذات شرکت های پیمانکار عمومی و به دلیل فرایندهای کلان حاکم بر آن ها به سازماندهی منسجم و کارا برای رسیدن به مدیریتی اثر بخش نیاز دارند. این سیسیتم، سیستمی است که بتواند از پس حجم، گستردگی، پیچیدگی و نظم طلبی مورد نیاز شرکتهای GC و پروژه ها برآیند، برای رفعاین نیاز، مهم ترین ابزار و سلاح GCها تجربه و دانش آنهاست. نیاززهای اموزشی GCها به طور کامل در قالب نظام های آموزشی کشور نمی گنجد، لزوم یک نظامویژه آموزشی برای GCها احساس می گردد. بدین ترتیب GCها سازمان هایی دانش مدار (Knowledge-base) هستند که برای بقا و ماندگاری در بازار جهانی بایستی به سوی تبدیل به یک سازمان دانش آفرین (Knowledge-Creating Organization) حرکت کنند، که درآن خلق دانش و آگاهی های جدید، ابداع ها و ابتکارها یک کار تخصصی و اختصاصی نیست، بلکه نوعی رفتار همگانی است تا بدین وسیله بتواند به درستی سلاح برنده خویش، دانش و تجربیات حاصل از اجرای پروژه ها را نگهداری، توسعه و در سطح شرکت فراگیر نمایند. با توجه به اینکه پیمانکاران ایرانی بایستی با شرکت ها یمعتبر خارجی و با سابقه در صنعت نقفت و گاز رقابت نمایند. بررسی و بازنگری مجدد فرایندها و ارتقای کیفی سطح پیمانکاران ایرانی ضروری وحیاتی به نظر می رسد. در این مقاله ضمن برسی روش های توسعه منابع انسانی کمپانی های بزرگ نفتی جهان، به عنوان مطالعه موردی Case Study مدل اجرایی مبتنی بر مدیریت دانش، در دو سطح ملی و موسسه ای برای شرکت پتروپارس به عنوان یک پیمانکار عمومی در صنایع نفت و گاز کشور ارایه شده است.