سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: همایش ملی مناسب سازی محیط شهری

تعداد صفحات: ۰

نویسنده(ها):

حسین علی آبادی – کارشناس طراحی صنعتی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران

چکیده:

ارزش حیات: انسان در این جهان گویی دائم باید درگیر اشیاء بیرون از خود باشد. اشیایی که همچون زنجیری بر پای آدمی سنگینی می کند ومانع از حرکت وی به سوی مبدا اعلی می شوند. انسان از ابتدای هبوط تاکنون می دانسته که از اصل خود جدا افتاده است. بنابراین باید چاره ای می اندیشید تا همانگونه که قوس نزول را طی کرد و به اسفل السافلین در افتاد، باز به طریقی قوس صعود را بپیماید و به اعلی علیین برسد. انسان چاره را در آن دید که در عین حالی که اسیر ظواهر و اشیاست، از این ظواهر بهره گیر و راه خود را به سوی بالا هموار سازد.
در مبلمان شهری به دنبال چه هستیم؟ هدف در طراحی مبلمان شهری چیست؟ در اینجا برای آنکه وارد بحث شویم، مطلب را با جمله ای به نقل از دکتر سید حسین نصر از قول افلاطون شروع می کنم: عالم، عالم مثل است، هرچه مثل متعالی داشته باشیم، افرادی که درمیان این مثل متعالی زندگی می کنند دارای روح متعالی تری می شوند.
هر مکان موجود در شهر به تناسب نوع سیر کولاسیونی که در فضای طاراف خود به وجود می آورد، شخصیت و فرهنگ مخاطبان و بالاخره تاثیرات حسی ناشی از عملکرد خود هاله ای نامرئی پیرامون خود منتشر می کند. این هاله نسبت به هر مکان خاص منحصر به فرد است و هیچ دو مکانی متفاوتی نمی توانند هاله هایی شبیه به هم داشته باشند. به عنوان مثال، هاله ای که یک مبلمان در اطراف خود منتشر می کند، به هیچ وجه قابل مقایسه با هاله حاشیه موزه هنرهای معاصر نیست. اما مسلما فضای هاله عنصری موجب ارزش های متفاوتی در خود و اطراف خود خواهد داشت.
وقتی در مبلمان شهری صحبت از ارزش می شود، مباحثی مثل ارزش اقتصادی، ارزش هزینه ای، ارزش کاربردی در ابتدای امر به ذهن خطور می کند. اما نکته ای که هست مسلما مباحث و نکات بسیار ارزشمند تر و در عین حال زیباتر نسبت به موارد یاد شده است که در مبلمان امروزی ما کاملاً به فراموشی سپرده شده است.
مسلم است که در طراحی مبلمان شهری موجود تنها به موضوع کاربرد صرف توجه شده است. با این همه در این بخش نیز بسیار ضعیف عمل شده است. به عبارتی دیگر، در بخش ارزشی که تنها نگاه به جنبه عملکرد دارد، فقط رضایتمندی استفاده گر در حد استفاده صرف از مبلمان مطرح است. همان طور که یک محصول در اطراف خود با ایجاد هاله، تاثیرات متفاوتی را بر استفاده کنندگان، عابران، رانندگان و … خواهد گذاشت. لذا توجه به جنبه های دیگر ارزشی در طراحی مبلمان شهری امروز الزامی است.
بنا بر شواهد و قرائن، طراحی امروز بیشتر به سوی مفاهیم معناشناسانه پیش می رود. اما نکته مورد توجه این است که در فرهنگ ایرانی – اسلامی از دیر زمان به این موضوع توجه شایانی شده است. با نگاهی به تاریخچه هنر اسلامی و مخصوصات هنر معماری کاملاً مشهود است که موضوع اصلی در آن بحث ارزش های انسانی در طراحی است، یعنی در موارد متفاوتی که به طور نمونه سپس ذکر خواهد شد، همه می خواهند انسان را انسان کنند. البته بدیهی است که نوهع انسانی که در اینجا مطرح است با نوع نگاه غربی به آن متفاوت است. نگاه هنر اسلامی، نگاه مردم شناسانه یا آنتروپولوژیستی و نگاه انسان گرایانه یا اومانیستی نیست، بلکه انسان را از منظر خدامی نگرد.
طراحی امروز و به خصوص طراحی مبلمان شهری، بیش از پیش از تفکر خداباورانه یا تئیسم خارج و به سوی خداشناسی طبیعی یا دئیسمحرکت کرده است. دئیسمی که در آینده نه چندان دور به الحاد یا آتئیسم منجر خواهد شد. نتیجه اینکه، دیگر نمی توان در چنین فضایی روحی را متعالی کرد.
پرسش این است که کدام یک از موارد بالا را ما تا به حال حداقل در یکی از مظاهر مبلمان شهری دیده ایم آیا شده است که وقتی در پیاده رو قدم می زنیم حداقل رایجه حیات را استشمام کنیم؟ جایگاه پرندگان در ای میان کجاست؟ شاید زمانی پیاده روهایی داشته باشیم که در نهرهای کنارآن ماهیان قرمز شناور باشند، ای بسا روزهایی را شاهد باشیم که صدای آب را به راحتی بشنویم. آیا می توان انتظارروزی را داشت که در نهرهای کنار پیاده رو، شاهد مظاهر حیات بخش باشیم؟