مقاله ارزيابي الگوي سايتوکايني مدل حيواني به دنبال ايميونيزاسيون با کمپلکس ليپو پلي ساکاريد بروسلا آبورتوس S99 – وزيکول غشا خارجي نيسريا مننژيتيديس سروگروه B که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در مجله علمي پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي اردبيل از صفحه ۲۲۳ تا ۲۳۱ منتشر شده است.
نام: ارزيابي الگوي سايتوکايني مدل حيواني به دنبال ايميونيزاسيون با کمپلکس ليپو پلي ساکاريد بروسلا آبورتوس S99 – وزيکول غشا خارجي نيسريا مننژيتيديس سروگروه B
این مقاله دارای ۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله وسلا ابورتوس
مقاله لیپو پلي ساکارید
مقاله نیسریا مننژیتیدیس
مقاله وزیکول غشاي خارجي
مقاله اینترفرون گاما
مقاله اینترلوکین ۴
مقاله اینترلوکین ۱۰

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: سيادت سيدداور
جناب آقای / سرکار خانم: شيردست هدي
جناب آقای / سرکار خانم: آقاصادقي محمدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: نوروزيان داريوش
جناب آقای / سرکار خانم: اطيابي سيدمحمد
جناب آقای / سرکار خانم: سادات سيدمهدي
جناب آقای / سرکار خانم: سليمانيه ساناز
جناب آقای / سرکار خانم: شريفات سلماني علي
جناب آقای / سرکار خانم: مشيري ارفع

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: پژوهش ها نشان مي دهد که ليپوپلي ساکاريد (LPS) بعنوان مهمترين ساختمان آنتي ژنيکي سويه هاي صاف بروسلا ،کانديداي مناسبي براي طراحي واکسن هاي زيرواحدي است. از طرفي کاربرد ادجوانت هاي با منشا ميکروبي در القا پاسخهاي ايمني سبب طراحي نسل جديد واکسنهاي زيرواحدي شده است که نمونه آن وزيکول غشاي خارجي (Outer Membrane Vesicle: OMV) نيسريا مننژيتيدس است. وزيکول غشاي خارجي باعث افزايش عيار آنتي بادي از کلاس IgM و IgG عليه آنتي ژني مي شود که به همراه آن تزريق شده است. در اين تحقيق، تاثير کمپلکس غير کوالان LPS+OMV در القاي ايمني سلولي با ارزيابي مقدار توليد و ترشحIFN-γ ،IL-4  و IL-10  بررسي و الگوي فعالسازي زير گروه هاي Th1 و Th2 تعيين گرديد.
روش کار: ليپو پلي ساکاريد توسط روش بهينه سازي شده فنلي تخليص شد و سپس برنامه ايميونيزاسيون در سه گروه شش تايي موش BALB/c در روزهاي ۱۴، ۰، ۲۸ و ۴۲ به صورت زيرپوستي با LPS بروسلا آبورتوس به تنهايي، LPS  به همراه ادجوانت فروند و کمپلکس LPS بروسلا آبورتوس و  OMVنيسريا مننژيتيديس سروگروه  Bانجام گرديد. پس از تهيه سوسپانسيون سلول هاي طحالي، عيار ساتيوکاين هاي IFN-γ،IL-4  و IL-10 با روش الايزا بررسي گرديد.
يافته ها: ايميونيزاسيون با LPS بروسلا آبورتوس به تنهايي باعث القا معني دار عيار IFN-γ نسبت به دو گروه ديگر (LPS+OMV وLPS+FA ) شد  (P<0.05) در حالي که عيار IL-4 وIL-10  در تمام گروه ها افزايش اندکي نشان داد. اگرچه به دنبال تزريق کمپلکس LPS+OMV در مقايسه با LPS عيار IL-4 و IL-10 افزايش يافته است ولي در همين گروه نيز عيار IFN-γ در مقايسه با IL-4 وIL-10  بيشتر است.
نتيجه گيري: در هر سه گروه، حيوانات ايميونيزه شده داراي عيار سرمي بالاي IFN-γ در مقايسه با IL-4 و IL-10 مي باشند. افزايش IFN-γ به دنبال ايميونيزاسيون مدل حيواني با LPS (به تنهايي، به صورت کمپلکس با OMV و به همراه ادجوانت) نشان دهنده پاسخ هاي سلولي Th1 است که باعث افزايش فعاليت سلول هاي پلي مورفونوکلئر و در نتيجه تسهيل پاکسازي عفونت مي شود . عيار کمتر IL-4 و IL-10 در مقايسه با IFN-γ که نشان دهنده مهار پاسخ سلول هاي Th2 مي باشد در هر سه گروه به دنبال ايميونيزاسيون با LPS مشاهده مي شود که مي تواند به عنوان عاملي موثر در کارآيي واکسن زير واحدي بروسلوز (بر پايهLPS ) مطرح گردد چراکه پاسخ سلول هاي Th2 اساسا در ساز و کارهاي دفاعي عليه بروسلا نه تنها کاربردي ندارد بلکه با مهار جمعيت هاي موثر از سلول هاي Th ((Th1 باعث افزايش احتمال بقاي درون سلولي اين ميکروارگانيسم مي گردد.