مقاله ارزيابي روايي نسبي و پايايي دريافت گروه هاي غذايي با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراك: مطالعه قند و ليپيد تهران که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در ارديبهشت ۱۳۸۹ در علوم پزشكي رازي (مجله دانشگاه علوم پزشكي ايران) از صفحه ۴۱ تا ۵۵ منتشر شده است.
نام: ارزيابي روايي نسبي و پايايي دريافت گروه هاي غذايي با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراك: مطالعه قند و ليپيد تهران
این مقاله دارای ۱۵ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله پرسشنامه بسامد خوراک
مقاله پايايي و روايي
مقاله گروه هاي غذايي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: حسيني اصفهاني فيروزه
جناب آقای / سرکار خانم: اصغري گلاله
جناب آقای / سرکار خانم: ميرميران پروين
جناب آقای / سرکار خانم: جلالي فراهاني سارا
جناب آقای / سرکار خانم: عزيزي فريدون

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: در مطالعات اپيدميولوژيك پرسشنامه بسامد خوراك (Food Frequency questionnaire = FFQ) معمولا مناسب ترين روش ارزيابي برنامه غذايي در طولاني مدت است كه ارزيابي روايي و پايايي آن براي تعيين رابطه صحيح بين رژيم غذايي با بيماري ها امري ضروري مي باشد. اين مطالعه با هدف بررسي روايي نسبي و پايايي دريافت گروههاي غذايي با استفاده از FFQ نيمه كمي در مطالعه قند و ليپيد تهران انجام شد.
روش كار: اين مطالعه از نوع ارزيابي روايي و پايايي بود و بدين منظور ۱۳۲ نفر در محدوده سني ۲۰ تا ۷۵ سال (۶۱ مرد و ۷۱ زن) FFQ 168-قلمي را دوبار (FFQ1-FFQ2) به فاصله زماني ۱۴ ماه تكميل نموده و هم چنين ۱۲ يادآمد غذايي ۲۴ساعته در ۱۲ ماه متوالي جمع آوري شد. اولين يادآمد غذايي يك ماه بعد از تكميل FFQ1 و يادآمد آخر يك ماه قبل از تكميل  FFQ2پرسش شد. اقلام غذايي بر پايه مطالعات گذشته به هفده گروه غذايي تقسيم بندي شدند. با استفاده از روش Residual دريافت گروههاي غذايي براي سن و انرژي دريافتي تعديل گرديد. ضرايب همبستگي اسپيرمن و Deattenuated و هم چنين مقايسه سهكهاي دريافت گروههاي غذايي از طريق آزمون كاي دو بين ميانگين ۱۲ يادآمد غذايي ۲۴ ساعته و FFQ2 براي تعيين روايي نسبي و ضرايب همبستگي Intraclass بين FFQ1 و FFQ2 براي تعيين پايايي FFQ به كار گرفته شد.
يافته ها: ميانگين سن و نمايه توده بدني به ترتيب ۳۵٫۵±۱۶٫۸ سال و ۲۵٫۵±۵٫۲ كيلوگرم بر مترمربع بود. ضريب همبستگي اسپيرمن بعد از تعديل اثر سن و Deattenuated براي روايي نسبي FFQ از ۰٫۱ (چربي جامد) تا ۰٫۷۷ (قندهاي ساده) در مردان با ميانگين ۰٫۴۴ و از ۰٫۱۲ (اسنك ها) تا ۰٫۷۹ (قندهاي تصفيه شده) در زنان با ميانگين ۰٫۴۲ متغير بود. ميانگين ضريب همبستگي Intraclass پس از تعديل اثر سن و انرژي دريافتي براي پايايي FFQ، در مردان ۰٫۵۱، (بالاترين مقدار در چاي ۰٫۹۱) و در زنان ۰٫۵۹، (بالاترين مقدار در قندهاي تصفيه شده ۰٫۷۴) بود. ميانگين درصد عدم توافق در مردان ۷٫۳ و در زنان ۹٫۳ بود. بيشترين درصد توافق براي گروه هاي غذايي اسنك ها و دسرها در مردان (%۶۰٫۶) و چاي و قهوه در زنان (%۶۲٫۹) مشاهده گرديد.
نتيجه گيري: اين مطالعه نشان مي دهد كه FFQ طراحي شده براي مطالعه قند و ليپيد تهران براي اغلب گروههاي غذايي، مي تواند پايايي و روايي قابل قبول داشته باشد.