مقاله ارزيابي چندمعياره (MCE) زمين با دو راهبرد WLC و OWA در مکان يابي مناطق مناسب علوفه کاري (مطالعه موردي: زاخرد؛ فارس) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۹ در مرتع از صفحه ۲۱۶ تا ۲۲۷ منتشر شده است.
نام: ارزيابي چندمعياره (MCE) زمين با دو راهبرد WLC و OWA در مکان يابي مناطق مناسب علوفه کاري (مطالعه موردي: زاخرد؛ فارس)
این مقاله دارای ۱۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ارزيابي چندمعياره
مقاله سامانه اطلاعات جغرافيايي
مقاله تحليل سلسله مراتبي
مقاله ترکيب خطي وزني
مقاله متوسط وزني مرتب شده
مقاله مکان يابي
مقاله علوفه کاري
مقاله فارس

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: سنايي مريم
جناب آقای / سرکار خانم: فلاح شمسي سيدرشيد
جناب آقای / سرکار خانم: فردوسي آسمانجردي حامد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
تنوع اطلاعات و پيچيدگي تحليل همزمان اطلاعات موضوعي و مکاني سبب شده است تا از سامانه اطلاعات جغرافيايي به شکل گسترده اي در حل مسايل تخصيص زمين استفاده شود. ارزيابي چندمعياره روشي براي مقايسه اهميت مشخصه هاي مختلف نسبت به هم و تلفيق داده ها بنابر اهميت شان در تصميم گيري است. تحقيق حاضر به کاربرد فنون مذکور در حل يکي از مسايل منابع طبيعي ايران يعني مکان يابي کشت علوفه اختصاص داده شده است. فرضيه تحقيق اين است که استفاده از روش هاي چندمعياره در سامانه اطلاعات جغرافيايي مي تواند در تصميم گيري براي تعيين مکان مناسب علوفه کاري قدرت انتخاب هاي بيشتر و مناسب تري را در اختيار مديران قرار مي دهد. حوزه آبخيز زاخرد با مساحت تقريبي ۸۲۲۲ هکتار در شمال غرب شيراز در استان فارس منطقه مورد مطالعه اين تحقيق است. روش کار بر تلفيق تحليل سلسله مراتبي و تصميم گيري چندمعياري در سامانه اطلاعات جغرافيايي استوار است. در تلفيق نقشه هاي موضوعي از دو راهبرد تركيب خطي وزني  (WLC) و متوسط وزني مرتب شده ;(OWA) که از راهبردهاي ارزيابي چندمعياره مبتني بر (AHP) به شمار مي روند، استفاده شده است. ميزان توافق کلي اين دو راهبرد براي علوفه کاري حدود ۹۵ درصد است ليکن راهبرد  WLCنسبت به راهبرد OWA  روشي محافظه کارانه به شمار مي رود و مقدار بيشتري از سرزمين را به طبقات اولويت دوم و سوم تخصيص مي دهد. مقايسه راهبردهاي مذکور با راهبرد ارزيابي تناسب اکولوژيک نشان مي دهد که مي توان ناحيه مناسب علوفه کاري را به ۳ زيرناحيه با درجه تناسب مختلف تقسيم کرد که امکان انتخاب هاي بيشتري را در اختيار مدير منطقه قرار مي دهد. به نظر مي رسد در مورد علوفه کاري تعيين وزن اهميت نقشه هاي موضوعي از نحوه ترکيب آنها در دو راهبرد مهم تر است و عوامل محدودکننده کشت در منطقه سبب همگرايي نتيجه هر سه راهبرد به يکديگر شده است.