سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: نهمین کنگره علوم خاک ایران

تعداد صفحات: ۴

نویسنده(ها):

علی اصغر جعفرزاده – دانشیار گروه خاکشناسی، دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز
محمد زینالی – دانشجوی کارشناسی ارشد گروه خاکشناسی، دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز

چکیده:

خاک به عنوان یکی از عوامل اصلی در تولید محصولات کشاورزی به شمار می رود که استفاده از آن بایستی براساس اصول صحیح و علمی صورت پذیرد تا بتوان از آن در تولید محصولات کشاورزی و به عنوان یک منبع پایدار در کشاورزی استفاده کرد . ولی هر گونه اشتباه در بهره برداری از آن موجب از بین رفتن این منبع با ارزش می گردد . در نتیجه بهره برداری از خاک باید به گونه ای باشد که در کنار رسیدن به حداکثر تولید، این منبع با ارزش برای استفاده های بعدی آسیب نبیند . یکی از راه هایی که برای رسیدن به این هدف وجود دارد ارزیابی تناسب اراضی برای محصولات رایج در منطقه می باشد . نگاهی اجمالی به مطالعات تناسب اراضی طی حدود دو دهه نشان می دهد که کشورهای زیادی مخصوصاً کشورهای در حال توسعه از روش های مختلفی برای ارزیابی اراضی استفاده نموده اند که از آن میان روش FAO تقریباً بیشترین کاربرد را داشته است . تحقیقات زیادی درکشورهای مختلف در این زمینه انجام شده و یا در حال انجام است (۱۴). در کشور ما ارزیابی اراضی برای انواع تیپ های بهره وری از زمین برای اولین بار در سال ۱۳۳۳ پایه ریزی شده، ولی این مطالعات چشمگیر نبوده و تحقیقات کمی در این مورد صورت گرفته است . ضیائیان و ابطحی (۱۳۷۵) مطالعه کیفی تناسب اراضی را با توجه به اطلاعات خاکشناسی و آمار هواشناسی در منطقه دارنجان فارس انجام دادند که در آن ارزیابی تناسب اراضی برای کشت گندم و جو دیم براساس روش (۱۳) FAO انجام و نیاز گیاهان از جداول ارائه شده سایس و همکاران استخراج (۱۹۹۳) و طبقه نهایی اراضی براساس سه روش محدودیت ساده و تعداد و میزانمحدودیت و پارامتریک تعیین گردید .
قاسمی دهکردی (۱۳۷۵) در اصفهان، گیوی (۱۳۷۶) در فلاورجان اصفهان، ملک زاده (۱۳۷۶) در فارس، موحدی نائینی (۱۳۷۲) در گرگان، ممتاز (۱۳۸۱) در اهر، مسیح آبادی (۱۳۷۷) در هرمزگان، سروری (۱۳۷۷) در قزوین و ایوبی در برا آن شمالی اصفهان (۱۳۷۵) نیز هر کدام مطالعاتی را در مورد ارزیابی کمی و کیفی محصولات اصلی کشت شده در مناطق مورد مطالعه انجام دادند و انواع محدودیت ها را بررسی کردند . (۱ ، ۴ ، ۶ ، ۸ ، ۹ ، ۱۰ ، ۱۱ ، ۱۲) این مطالعه نیز با هدف ارائه یک راه عملی برای افزایش تولید در واحد سطح و ارائه یک الگوی کشت مناسب برای محصولات مورد نظر در منطقه مورد مطالعه انجام گرفته که با توجه به محدودیت های موجود، مدیریت مناسب می تواند قدم مثبتی برای افزایش تولید در واحد سطح باشد .