همواره باید در نظر داشت که عوامل متعددی در درون یک سازمان بر توان نوآوری افراد تأثیر میگذارند. ولف(۱۹۹۵)۱، در تحقیقی نشان داد متغیرهای شخصی و متغیرهای سازمانی از قبیل تکنولوژی، ساختار، استراتژی، فرهنگ و همچنین متغیرهای پی در پی محیطی بر نوآوری سازمان تأثیر می گذارد که از این سه دسته، متغیرهای سازمانی بیشترین نقش را دارا هستند و در نهایت ساختار سازمانی۲ را اصلی ترین عامل تأثیرگذار بر نوآوری سازمان ها شمرد.

بنابراین، نوآوری در درون یک سازمان در خلأ به وجود نمی آید، بلکه ساختار سازمانی به عنوان بستر، زمینه را برای ظهور آن آماده میکند، ساختار سازمان نمایان گر روابط واحدهای آن و نشاندهنده میزان انعطاف پذیری آن است (صلواتی،.(۱۳۷۸ در همین حال بنا به اعتقاد پورتر و استرن(۲۰۰۱) ۳، فعالیت ها ی نوآورانه سازمان ها تحت تأثیر سیاست ها و قوانین خاص یک کشور و همچنین ویژگی های صنعتی است که به آن تعلق دارند؛ بنابراین از این زاویه نیز بررسی و شناخت عوامل تأثیرگذار بر توسعه نوآوری به همراه تعیین میزان تأثیرگذاری هر یک از این عوامل ، در چارچوب طراحی الگویی بومی، بر ای توسعه ظرفیت نوآوری در سازمان های کشورکاملاً ضرورت دارد. عوامل سازمانی، جزء اساسی ترین متغیرهای موثر بر توسعه نوآوری است که شامل: ساختار، رهبری، یادگیری، فرهنگ سازمانی، استراتژ ی و اهداف، سیستم پاداش و مشارکت کارکنان می باشد.

ساختار سازمانی تعیین کننده نحوه ارتباطات، جایگاه تصمیم گیری، نحوه گزار ش دهی و گزارش گیری و سلسله مراتب اختیارات است. شناسایی آن منعکس کننده کل سازمان است که در این پژوهش در سه بعد پیچیدگی، رسمیت و تمرکز مورد مطالعه قرار میگیرد. سازمان هایی که دارای ساختاری غیر منعطف باشند، برای ایجاد همکاری و وحدت در دوران بحران دچار آشفتگی میشوند در حالی که سازمان هایی که امکان برقرارکردن رابطه، خصوصاً رابطه غیر رسمی و انعطاف پذیر را در ساختار خود پیش بینی می کنند، عوامل مثبت و مؤثری را برای ترغیب و رشد نوآوری در سازمان خود به وجود می آورند (راسل و راسل۴، .(۲۰۰۳