سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

علی اکبر امین بیدختی – استاد یار دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان
اکبر عیدی – کارشناس ارشد مدیریت آموزشی

چکیده:

اگر محور همه برنامه ریزی های توسعه را بهبود زندگی انسان و ا یجاد جامعه مبتنی بر دانایی بدانیم _ ضروری است که بپذیریم _ تعلیم و تربیت و بویژه آموزش عالی نقش بسزایی در پیشبرد اهداف جامعه ب ه سوی تحقق توسعه پایدار ایفا م ی نماید. با این حال ، تغییرات شتابنده عصر حاضر ، مسائل و چالش هایی را فراروی نظام آموزش عالی قرار د اده که نه تنها منجر به کاهش دایره تاثی ر گذاری آموزش عالی شده است بلکه عدم توجه مبسوط به آنها توانسته، زمینه آس یب پذیری و زوال اعتماد طی ف های گوناگون افراد و سازمان های جامعه را نسبت به مراکز آموزش عالی به دنبال آورد . به زعم نگارندگان این مقاله، حفظ و بهبو د کیفیت یکی ازاین چالشهای محوری است که سرتاسرجغرافیای آموزش عالی را در نور دیده است . و رویارویی با آن نیاز به اتخاذ موضعی فراکنشی و کاربست راهبردهای بخردانه دقیق دارد. به همین منظور ، به نظر می رسد استاندارد سازی با توجه به مشکلات بالفعل و بالقوه و با راهنمایی فعالیت ها و نتایج آنها به منظور نیل به میزانی مطلوبیاز نظم در یک زمینه خاص بتواند به عنوان پیش شرط اساسی الگوی اعتبارسنجی، زمینه بهبود و ارتقاء کیفیت را در نظام آموزش عالی فراهم آورد. اعتبارسنجی مکانیسمی است که با استفاده از آن وضعیت دانشگاه ها و م ؤسسات آموزش عالی از نظر وضعیت آموزشی، پژوهش ی و خدماتی، با زبانی کمی و کیفی مشخص می شود و بر اساس آن توصیه های اصلاحی به عمل می آید . در این الگو از ارزیابی درونی به منظور حفظ وبهبود کیفیت و از ارزیابی بیرونی به جهت تضمین کیفیت استفاده می شود. در این مقا له سعی بر آن است تا ضمن بررسی مفاهیم کیفیت و اعتبارسنجی، به کنکاش و تأکید بر استاندارد سازی به عنوان پیش شرط لازم و ضروری جهت بهبود ، ارتقا و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی پرداخته شود.