سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنفرانس بین المللی استراتژیها و تکنیکهای حل مسئله

تعداد صفحات: ۱۵

نویسنده(ها):

محمدرضا نواب اصفهانی – دانشجوی دکتری سیستمهادانشگاه امام حسین(ع)
محمدحسین سلیمی – دانشیارمهندسی صنایع ورئیس مرکزرشدومرکزمطالعات فناوری، دانشگاه صنع

چکیده:

دراین مقاله ابتدا تعاریفی پایه برای استراتژی،نوآوری وSME ها واهمیت آنهادراقتصاد ارائه گردیده وضمن مروری برچرایی موضوع نواوری، به بحث معروف استراتژی شرکت، بین رویکردهای عقلانی و شهودی وخصوصیات نوآوری تکنولوژیک پرداخته وبا توجه به پیچیدگی ها وعدم قطعیت های غیرقابل اجتناب درفرایند نوآوری، رویکرد دوم مفید تر تشخیص داده می شود.سپس بابررسی الگوی پیشگام مایکل پورترMichel Porter که استراتژی نوآوری را به استراتژی کلی شرکت مربوط م یسازد، بیان می گرددکه قدرت اصلی این الگودرپیوند دادن استراتژی تکنولوژی شرکت بهموقعیت رقابتی وبازار آن است اما ای ن الگوهم توانایی تغییرتکنولوژی دربه هم زدن بازاروشرایط رقابتی را دست کم می گیرد و هم تأثیر واقعی مدیران روی انتخاب استراتژی تکنولوژی برای شرکت را دست بالا می گیرد . به همین دلیل، چارچوبی که دیوید تیس David teece وگری پیزانو Gary Pisano ساخته اند به عنوا ن مفیدترین چارچوب پیشنهاد می گردد. این چارچوب اهمیت ویژه ای را به توانایی های پویای شرکت ها مبذول ( می دارد، وسه عنصر استراتژی نوآوری شرکت را شناسایی م ی کند : ( ۱) جایگاههای رقابتی و ملی؛ ( ۲ مسیرهای تکنولوژیک ( ۳) فرایندهای سازمانی و مدیریتی