مقاله اشتراکات ساختاري در شعر نيما و چند شاعر معاصر که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۸ در پژوهش زبان و ادبيات فارسي از صفحه ۱۶۳ تا ۱۸۴ منتشر شده است.
نام: اشتراکات ساختاري در شعر نيما و چند شاعر معاصر
این مقاله دارای ۲۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ساختارگرايي
مقاله شعر معاصر
مقاله زبان
مقاله مرکزيت گرايي
مقاله انتزاع گرايي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: خسروي شكيب محمد
جناب آقای / سرکار خانم: صحرايي قاسم

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
هر نوعي از انواع متعدد هنر – شعر، داستان کوتاه، رمان، نثر- تحت حمايت سبکي خاص و مستقل، يک نظام نوشتاري تلقي مي شود که مبتني بر مناسبات و انتظارات ساختاري و تنظيمات زباني و به صورت کلي متکي بر پيشينه ي نظريه هاي ادبي مستقل و خاص خود مي باشد. بديهي است، بداعت يک سبک، مديون استقلال و تازگي تئوري هاي پيشاساختاري است که واقعيت آن سبک را به عنوان جرياني خاص و با قابليت پيروي و تداوم تضمين مي کند. طرح ساختاري مستقل با شيوه هاي زباني سنجيده و نو، همراه با جهان نگري بعدپذير، اساسا پيش فرض و حداقل شرطي است که هر سبک جديد و تازه اي براي به دست آوردن استقلال خود نيازمند آن است. شعر معاصر به رهبري نيما و پيروان او سپهري و فروغ، متکي بر مشخصه هاي هستي شناسيک و زيباشناسيک است که واقعيت آن را به عنوان يک جريان ريشه دار و با قابليت پيروي و تداوم و از همه مهمتر با استقلال و هويت، نشان مي دهد. در اين مقاله، اشتراکات ساختاري شعر نيما، سپهري و فروغ که ارتقا دهنده و اثبات کننده استقلال و تمايز شعر آنها از سطح شعر کلاسيک است، ارزيابي مي شود. اسطوره شکني ساختار، مرکزيت گرايي در نظام صوري، پايان پذيري خلاق، واقعيت گرايي خلاق، استبدادگريزي معنا، انتزاع گرايي در زبان، شعارگرايي در زبان و تعهدگرايي، از مهمترين نشانه هاي اشتراک ساختاري در شعر نيما، سپهري و فروغ است.