مقاله اقتصاد سياسي هژموني چندجانبه گرا: سنتز مفهوم هژموني در پارادايم هاي ليبراليستي و گرامشين که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۷ در پژوهشنامه علوم سياسي از صفحه ۳۷ تا ۶۸ منتشر شده است.
نام: اقتصاد سياسي هژموني چندجانبه گرا: سنتز مفهوم هژموني در پارادايم هاي ليبراليستي و گرامشين
این مقاله دارای ۳۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله قدرت
مقاله هژموني
مقاله اقتصاد سياسي جهاني
مقاله چندجانبه گرايي
مقاله ايالات متحده آمريکا

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: پوراحمدي ميبدي حسين

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
درک صحيح از مفاهيم قدرت و هژموني امري ضروري است. اين درک و فهم به ويژه در ارتباط با ايالات متحده آمريکا اهميت بيشتري دارد زيرا اين کشور تاثيرات بسيار مهمي بر روند تحولات نظام اقتصاد سياسي جهاني برجاي گذارده و همچنان تاثيرگذارترين کشور است. فرضيه هاي متعددي در پي شناخت و معرفي هژمون جديد، يعني هژموني فرامليتي جهاني سرمايه و يا بازگشت به هژموني آمريکا برآمده اند؛ بازگشتي که تحت عناويني همچون هژموني طلبي، بازسازي هژموني و يا همچنين تثبيت هژموني آمريکا ازآن ياد مي شود. اما بدون اين درک و فهم صحيح نمي توان به خوبي نسبت به «واقع گرا» يا «رويايي» بودن چنين فرضيه هايي قضاوت کرد. نوشتار حاضر، تلاش دارد در چهارچوب رويکرد اقتصاد سياسي بين الملل و ادبيات موجود در اين حوزه مطالعاتي اقدام به سنتز مفهوم هژموني در پارادايم نئوليبراليستي نهادگرا مبتني براصل وابستگي متقابل و در پارادايم ماترياليستي گرامشين نمايد. سپس، با ارايه برخي نارسايي هاي موجود در اين مفهوم سازي ها « چندجانبه گرايي» را به عنوان اصل بنيادين هژموني توضيح مي دهد. بدين ترتيب، چنانچه ضرورت «همکاري کثرت گرا» از سوي نئوليبراليست هاي نهادگرا در دوران « نظم پس از هژموني» را و چه مفهوم «هژموني فرامليتي سرمايه» در جهان را آن گونه که پيروان مکتب گرامشي بيان مي دارند، ملاک تحليل نظام اقتصاد سياسي جهاني قرار دهيم، به اصل چندجانبه گرايي به عنوان بنيان اين سنتز خواهيم رسيد. يعني هرگونه تلاش براي ظهور هژموني جديد و يا بازسازي هژموني و يا تثبيت آن در نظام اقتصاد سياسي جهاني بدون تکيه براصل چندجانبه گرايي غيرممکن است.