مقاله الگوي تعيين کننده هاي خود مراقبتي ديابت در بيماران مراجعه کننده به مرکز تحقيقات ديابت يزد که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تير ۱۳۸۸ در دانشور از صفحه ۲۹ تا ۳۶ منتشر شده است.
نام: الگوي تعيين کننده هاي خود مراقبتي ديابت در بيماران مراجعه کننده به مرکز تحقيقات ديابت يزد
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله خود مراقبتي
مقاله ديابت
مقاله الگوي اعتقاد بهداشتي توسعه يافته
مقاله آناليز مسير

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مروتي شريف ‌آباد محمدعلي
جناب آقای / سرکار خانم: روحاني تنكابني نوشين

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه و هدف: خود مراقبتي در ديابت، موجب ارتقاي کيفي زندگي شده و از تعداد موارد بستري در بيمارستان مي کاهد و باپيگيري مداوم آن مي توان از عوارض حاد ومزمن بيماري پيشگيري كرد. با توجه به شيوع بالاي بيماري در شهر يزد بررسي اين مقوله در بيماران ديابتي شهر ضروري است. آناليز مسير تکنيک آماري دقيقي است که جهت تعيين الگوي علي بهينه بين متغيرها مورد استفاده قرار مي گيرد. لذا اين مقاله با هدف به كارگيري آناليز مسير مبتني بر رگرسيون جهت تعيين الگوي بهينه عوامل مرتبط با خودمراقبتي ديابت با استفاده از سازه هاي الگوي اعتقاد بهداشتي توسعه يافته ارايه مي گردد.
مواد و روش ها: اين مطالعه تحليلي مقطعي بر روي ۱۲۰ نفر از بيماران ديابتي مراجعه كننده به مرکز تحقيقات ديابت يزد، که به صورت آسان در تحقيق وارد شدند، انجام شد. ابزار جمع آوري اطلاعات پرسشنامه اي مشتمل بر سازه هاي الگوي اعتقاد بهداشتي توسعه يافته شامل منافع، موانع، شدت، حساسيت، خود کار آمدي، حمايت اجتماعي و کنترل متابوليک درک شده و منبع کنترل بانضمام متغير هاي دموگرافيک بود و از طريق مصاحبه با بيماران تکميل گرديد. پايايي و روايي پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت و تاييد گرديد
 نتايج: بر اساس نتايج، خودکارآمدي، شدت × حساسيت و منافع خالص به طور مستقيم بر رفتارهاي خود مراقبتي موثر بودند که در اين مبان تاثير خودکارآمدي بر رفتار قوي تر بود. منبع کنترل شانس و حمايت اجتماعي از طريق تاثير بر منافع خالص به طور غيرمستقيم بر رفتار تاثير گذار بودند. همچنين منافع خالص و منبع کنترل دروني با تاثير بر خودکارآمدي به طور غير مستقيم بر رفتارموثر بودند.
نتيجه گيري: الگوي اعتقاد بهداشتي توسعه يافته ميتواند به عنوان چارچوبي جهت طراحي مداخلات آموزشي جهت ارتقاي خود مراقبتي در بيماران ديابتي به كار برده شود ولي از بين سازه هاي اين الگو، خودکارآمدي، منافع خالص و شدت × حساسيت بيش ترين تاثير مستقيم را دارند و بعد از آن منبع کنترل شانس و دروني و حمايت اجتماعي از اهميت بيش تري برخوردارند و بايد بيش تر مورد توجه قرار گيرند.