سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: اولین کنگره ملی تفکر و پژوهش دینی
تعداد صفحات: ۱۸
نویسنده(ها):
مریم سلطان زاده منافی – کارشناسی ارشد دانشگاه آزاداسلامی واحد علوم تحقیقات اردبیل

چکیده:
نگاه عمیق به متون عرفانی مسبب حرکت فکری انسان است . شناخت عرفانی عارف، کل هستی از جمله فیزیک عالم وماواری فیزیک آن در بر می گیرد . لذا تفکر اندیشنمدانه در آن ضروری می نماید . بررسی این حوزه از جنبه های مختلف مخصوصا جنبه علمی و هم سویی آن با یافته های علمی بشری آن چنان که باید مورد توجه اندیشمندان و دانشمندان ادیان مختلف قرار نگرفته است . مسئله این است که اگر حوزه معرفتی عرفان مشتمل بر شناخت بالاتری از هستی است ، ختما زمینه شناخت علمی نیز در آن موجوداست ، لذا این مساله را بایداز مسائل مهم در عرصه پیشرفت علمی بشر محسوب کرد و ورود عرفان را به حوزه علم جایز دانست . اما سوال اصلی در عصر پیشرفت علمی بشر محسوب کرد و ورود عرفان را به حوزه علم جایز دانست . اما سوال اصلی در عصر پیدایش علم جدید و مدرتن روز این است که عرفان تا چه حد می تواند ظاهر کننده و بروز دهنده انواع نظریات علمی در پیچ و هم های مرز آلود کشفیات بیان شده از طرف عرفا باشد . این بحث به دلیل اهمیتش چه در اعصار گذشته و چه د رعصر حاضر ، توجه اندیشمندان و فیلسوفان را باگرایش های متفاوت به خود مشغول داشته است . عده ای با ابراز رابطه خصمانه بین «علم » و « عرفان» سعی بر آن داشته اند تا این دو را ناسازگار جلوه دهند و ناسازگاری را در ذات «علم » و « عرفان» دانسته اند و عده ای به سازگاری علم بشری با گفتار عرفانی عارفان باور داشته اند . از سوی دیگر کسانی ساز جدایی مطلق «علم» و « عرفان » را نواخته اند و آن دو را مقوله جدا از هم دانسته اند . مقاله حاضر ، ابیاتی از گلشن راز شیخ محمود شبستری را با توجه به داده های علمی منطبق با کشفیات علمی عصر جدید ، مورد بررسی قرارد اده است .