سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۳۰

نویسنده(ها):

حسین فرزانه پور – عضو هیأت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بیرجند

چکیده:

اساساً هدف اصلی تعالیم وآموزه های الهی که در قالب ادیان توحیدی وتوسط انبیاءالهی به بشر عرضه گردیده است، تربیت انسان و ارتقا جایگاه ومنز لت او در نظام هستی است. اگر انسان رابه مثابه منشوری چند بعدی درنظر بگیریم، وظیفه رشته های مختلفعلوم انسانی بسترسازی و فراهم نمودن زمینه های شناخت ابعاد مختلف وجود انسان ، تعیین رابطه او با خود، خدا، ودیگران و در نتیجه ارائه روشهای معقول برای زندگی توأم با سعادت در جامعه مدنی و روابط بین المللی است .یکی از رشته های علوم انسانی که در مسیر پر فراز و نشیب تکامل حیات بشر پیوسته مورد توجه بوده ، معارف سیاسی است .در جوامعی که مشارکت و رقابت سیاسی در آنها گسترش می یابد و عامه مردم حضورگسترده ای در عرصه فعالیت های سیاسی پیدا می کنند، نیاز به آموزش دانش سیاسی به نحو‘ فزاینده ای آشکار می گردد . یکی ازآسیبهای جدی که امروزه دامنگیر روند آموزش معارف سیاسی در مراکز دانشگاهی ما می باشد این است که محتوای مطالب درسی این رشته اکثراً با مبانی معرفتی وخاستگاه اعتقادی ما منطبق نیستند ؛ زیرا قسمت اعظم تئوریهای مطرح شده درمتون علوم سیاسی موجود در نظام آموزش علوم سیاسی کشور ما وارداتی بوده ،تفاوتی ماهوی با فرهنگ اسلامی ومقتضیات جامعه ما دارد.بنا براین علوم سیاسی رایج در کشور ما نمی تواند راه حل مناسبی برای بحرا نهای موجود در ایران باشد؛ازاین رو شایسته است که برای تکوین یک نظام جامع علوم انسانی به طور عام وعلوم سیاسی به طور خاص با ویژگیهای زیر اقدام نمود که: اولاً مبتنی بر مبانی نظری اسلامی- ملی باشد، ثانیاً قابلیت حل مسائل سیاسی و بین المللی کشور را داشته باشد، ثالثاً عملگرا ومعطوف به حل مشکلات فردی و اجتماعی باشد، رابعاً هدفمند ومتعالی باشدوموجب حفظ انسجام ویکپارچگی جامعه گردد، خامساً رابطه بنیادین بین علم وعمل- عین وذهن- درآن وجود داشته باشد. از این رو تجدید نظر،اصلاح و باز نگری دربرنامه درسی رشته علوم سیاسی وتدوین یک نظام آموزش علوم سیاسی بومی امری الزامی و یکی از نیازهای اساسی حال حاضر است.