مقاله اندازه گيري مقدار دوز جذبي نخاع در پرتودرماني سرطان نازوفارنکس با استفاده از فانتوم راندو که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز و زمستان ۱۳۸۸ در مجله فيزيك پزشكي ايران از صفحه ۱۳ تا ۱۸ منتشر شده است.
نام: اندازه گيري مقدار دوز جذبي نخاع در پرتودرماني سرطان نازوفارنکس با استفاده از فانتوم راندو
این مقاله دارای ۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سر و گردن
مقاله سرطان سر و گردن
مقاله فانتوم راندو

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: بحريني طوسي سيدمحمدتقي
جناب آقای / سرکار خانم: رجب بلوكات افتخار
جناب آقای / سرکار خانم: سالك رهام
جناب آقای / سرکار خانم: بياني رودي شهرام
جناب آقای / سرکار خانم: غلامحسينيان حميد
جناب آقای / سرکار خانم: لايق محسن
جناب آقای / سرکار خانم: سعيدي ساعدي حميد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: يکي از سرطان هاي رايج در ناحيه سر و گردن سرطان نازوفارنکس مي باشد که درمان انتخابي آن پرتودرماني است. به دليل وجود ارگان هاي حساس در ناحيه سر و گردن پرتودرماني عوارض جانبي زيادي نيز به دنبال خواهد داشت. يکي از اين ارگان هاي حساس نخاع مي باشد. در صورتي که دوز جذبي نخاع بيش از حد تحمل آن باشد عوارضي چون ميلوپاتي و سندرم لرميت اجتناب ناپذير است.
مواد و روشها: از بخش سر و گردن يک فانتوم راندو به عنوان بيمار فرضي مبتلا به سرطان نازوفارنکس استفاده شد. درمان کامل شامل سه مرحله است. در شروع هر مرحله ميدان درمان براي هر مرحله از درمان توسط متخصص پرتودرماني و با کمک سيمولاتور بر روي فانتوم خط کشي شد. به منظور اندازه گيري دوز جذبي نخاع از تراشه هايTLD-100  استفاده گرديد. TLD ها به محاذات دومين مهره گردني تا چهارمين مهره سينه اي که در برش هاي فانتوم تعبيه شده است جايگذاري شدند. دوز جذبي هر تراشه توسط دستگاهTLD reader Harshow 3500  قرایت گرديد.
نتايج: دوز جذبي کل نخاع که در نقاط مجاور مهره هاي دوم گردني تا چهارم سينه اي اندازه گيري شد بسيار متغير و به ترتيب به شرح زير است، براي به دست آوردن دوز جذبي کل، تعداد فراکشن در هر مرحله در دوز جذبي ناشي از فراکشن اول همان مرحله ضرب شد و نتايج حاصل با هم جمع گرديد. بدين ترتيب دوز جذبي نخاع در بازه
۱۵٫۶۲ – ۶۲٫۹۱ گري بدست آمد.
بحث و نتيجه گيري: گرچه نخاع در پايان مرحله اول از ميدان درماني خارج گرديد معهذا تغيير عمده اي در دوز آن در پايان مرحله اول و دوم مشاهده نگرديد. در مرحله سوم ميدان قدامي گردن با يک ميدان جانبي جايگزين گرديد و لذا در نخاع بطور مقابل ملاحظه کاهش يافت. بر اساس نتايج اين مطالعه در بخشهايي از نخاع که نظبر يا ناحيه محدود بين مهره سوم گردني و سوم سينه اي است بيش از ۴۷ گري يعني بيشتر از حدتحمل آن بدست آمد. بنابراين بايد به دقت توجه نمود که در هنگام انجام درمان بافت هاي حساس محافظت شوند. بکارگيري روشهايي جديد نظيرIMRT ، در صورتيکه در دسترس باشد، دوز غير ضروري نخاع و آثار بيولوژيکي آن را بطور قابل ملاحظه کاهش خواهد داد.