سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: چهارمین همایش ادبیات تطبیقی

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

دکتر فیروزه قندهاری – عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

چکیده:

در بررسی تاریخ ادبیات ایران ، اصطلاح ادبیات کهن به ادبیات دوره پیش از اسلام تعلق دارد که ادبیات پهلوی بخش عمده آن است. گرچه آثاری که به زبان پهلوی تالیف شده بیشتر آثار دینی زرتشتی است و آثار صرفاً ادبی آن چه منشور و چه منظوم از میان رفته ولی بازتاب آنها به گونه ترجمه و یا اقتباس در آثار نویسندگان عربی و قارسی زبان سده های بعد نمایان است. در این مقاله ضمن اشاره کوتاهی به علل تاریخی و اجتماعی زوال این آثار اشاراتی داریم به آن دسته از آثاری که از این زبان باقی مانده که تنوع موضوعی آنان نشان از غنا و کثرت شان دارد. یکی از مهمترین بخش های ادبیات پهلوی بخش اخلاقیات آن است و علت اهمیت آن تأثیر بسزایی است که این آثار در ادبیات دوران اسلامی داشته است. مجموعه اندرزهای پهلوی به ویژه حکم عملی و تجربی مضامین بسیاری از اندرزهایی است که در میان ملل دیگر نیز راه یافته است . بررسی اندرزهای پهلوی و بازتاب آنها در آثار منظوم و منشور اسلامی موضوع اصلی این مقاله است که از آن میان از دو کتاب منشور و منظوم جاویدان خرد ابن مسکویه و شاهنامه فردوسی شاهدانی ذکر می شود.