از ابتدای قرن چهاردهم میلادی، انواع دیگری از کیفرهای تحقیرآمیـز و خوارکننـده رواج داشته است که در این میان مجازاتهای جسمانی مانند شـلاق را نیـز شـامل مـیشـد. در عمل، شلاق در فرانسه و بریتانیـای کبیـر، مـورد اسـتفاده ی فـراوان قـرار مـیگرفـت و درست شبیه به مراسمی تحقیرآمیز بود که علیه بزهکار به عنوان نمونـهای عبـرت انگیـز به کار میرفت و طی این شبه مراسم، آنان مورد نفرت قرار میگرفتند. (۱۱) به طور کلی، نقطه ی اوج تشدید مجازاتها را باید قرن شانزدهم مـیلادی بـه شـمار آورد.

در قوانین کیفری این دوره، کفر، ارتداد و بی حرمتی به مقدسات، دستاویزی برای اعمال مجازاتهای بیرحمانه بود. در این میان، تازیانه خوردن یکی از جلوههـای توبـه محسـوب میگردید. (۱۲) ســرانجام در قــرن هفــدهم و در ســال ۱۶۷۰ مــیلادی، فرمــان کیفــری معــروف »لــوئی چهاردهم« صادر گردیـد. فرمـان مزبـور، شـکلهـای روش کیفـری را تـا انقـلاب ۱۷۸۹)

فرانسه) شامل می شد. با اینکه این فرمان مربوط بـه آیـین دادرسـی بـود، مـع الوصـف، حاوی لیستی از کیفرهای جسمانی بود که در میان آن شلاق نیز به چشم میخورد. (۱۳) در اوایل قرن هجدهم، در کشورهایی مانند انگلستان نیز، مجازات شلاق کاربرد وسـیعی یافته بود. ویل دورانت؛ نویسنده »تاریخ تمدن« از اوضاع این دوران روایت مـیکنـد: »در کشور انگلستان، به سربازی که اجازه خواسـته بـود تـا بـا روسـپی ارتـش ازدواج کنـد،

یکصد تازیانه زدند؛ همین سرباز فردای آن روز با پشت کبود نزد فرمانده خـود رفـت و تقاضای پیشین را تکرار کرد. این بار درخواست او را پذیرفتند. طبل زنی به خود میبالید که در طول چهارده سـال سـربازی، ۲۶۰۰۰ ضـربه تازیانـه خـورده اسـت. او در سـال۱۷۲۷، چهارهزار ضربه تازیانه دیگر خورد و پس از آن که به حال آمد، چنـان سـرزنده گشت که گویی همه چیز را از یاد برده است.(۱۴) « از قرن هجدهم، با جنبشی پیشگام مواجه مـیشـویم کـه بـه صـورت اعتـراض بـه نظـام واکنش علیه بزهکاری – نظام قبل از انقلاب فرانسه – تجلی می یابد.