سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش بررسی متون و منابع حوزه های فلسفه، کلام، ادیان و عرفان

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

سیدمحمد حکاک – دانشگاه بین المللی امام خمینی

چکیده:

غالبا گمان میرود که هر فردی به صرف اینکه در رشته ای از علوم حرفی برای گفتن داشته باشد می تواند قلم به دست گیرد و آنچه را در ذهن دارد بر صفحه دفتر بنگارد ودراین میان دیگر چیزی به نام فن نوشتن وجود ندارد و عنوان نویسندگی صرفا مربوط به داستان نویسی است می پندارند کسانی که داستان نویس هستند از هنر نویسندگی بهره مندند و باید هم بهره مند باشند چرا که اساسا نویسنده بودن یعنی داستان نویس بودن اما جز انان صرفا مورخ اقتصاد دان دانشمند علوم طبیعی، ریاضی دان، فیلسوف و یا … هستند و برای انتقال دانش خود دیگر به بهره مندی از فن نوشتن نیازی ندارند بلکه آنان باید در همان رشته علمی خود اهل اطلاع باشند و همین آنها را کافی است. این گمان خطا سبب شده است کسانی که در رشته های یاد شده مطلب می نویسند خودرا نه تنها از فراگرفتن حداقل علوم بلاغی یعنی فنون زیبا نویسی فارغ پندارند بلکهبه فصیح نویسی یعنی روان نویسی و حتی اموزش درست نویسی هم اعتنایی نداشته باشند. نتیجه این گمان باطل آن شدها ست که زبان فارسی در دست چنین نویسندگانی به بدترین وضعیت گرفتار شود : نادرستی، ابهام و عاری بودن از زیبایی.