سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: همایش ملی مناسب سازی محیط شهری

تعداد صفحات: ۰

نویسنده(ها):

محمدصابر باقریان – عضو هیات علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه بین المللی امام خمین
ملاک انصاری – مهندس معمار

چکیده:

حضور نزدیک به ۱/۵ میلیون نفر معلول جسمی بارز و ۴/۵ میلیون نفر معلول غیر بارز در ترکیب جمعیتی کشور، دلالت بر وجود جماعتی نسبتا بزرگ در درون کشور را دارد. جماعتی که باید تلاش کرد تا آنان را به درون مجموعه های انسانی وارد نمود و در گردونه تعاملات اجتماعی – فرهنگی قرار دارد تا از این راه نقص های موجود در اندام جسمانی آنها موجبات توسعه نایافتگی ذهنی – روحی انان راپدید نیاورد. امری که بی گمان وابسته به وجود عرصه های همگانی در شهرها در جهت جامعه پذیر کردن معلولین است.
انسان موجودی است که از ساحت های سه گانه جسمی وروحی برخوردار است . این ساحت ها، مبنای زنده بودن (حیات جسمی) و زندگی انسان (حیات های ذهنی –روحی) تلقی می شوند. گرچه زندن بودن و بقا، خاص بوده و قائم به فرد است اما زندگی به طور عامف وجهی جمعی داشته و در گروه تعاملات اجتماعی، رهنگی افراد جامعه است. از این روست که انسان معلول اگرچه بر پایه علت عا و دلایل از نقصان فردی برخوردار میشود، اما اگر در بستر فضاهای همگانی قرار نگیرد، از زندگی بازمانده و درموضع آسیب های ذهنی – روحی واقع می شود. چنین امری ایجاب می کند که تقویت قضاها و عرصه های همگانی در جهت حضور معلولین در شهرها مورد توجه قرار گیرد تا علاوه بر تقویت توانایی آنهاحوزه جسمانی (که در رویکردهای توان بخشی دنبال می شود)، زمینهعای توانایی ذهنی و روحی انان در نسبت با جامعه نیز فراهم شود. حضور در چنین فضاهایی است که می توان معلولین را علی رغم نقصان های جسمی – فردی در فضاهای ذهنی – روحی جمعی وارد نموده و آنان را در تعامل بامعلولین دیگر، از یک سو، و با انسانهای سالم، از دیگرسو، سوق داد. وجهی که تحقق آن، مانع از تسری عدم تعادل در حوزه جسمی به حوزه های ذهنی – روحی آنان میگردد.
دراین مقاله، تلاش بر این است که ضرورت ایجاد وتقویت عرصه های همگانی شهری که در جهت ارتقای حوزه های ذهنی و روحی معلولین (با لحاظ کردن الزامات مورد نیاز آنها) مورد توجه و تاکید قرار گیرد. امری که پژوهش را وابسته به تعریف مفهوم عرصه همگانی و تعیین نقش آن در توسعه انسانی و نیز ارائه الگوهایی در این زمینه می نماید.