مقاله بازنمايي ايران در سينماي هاليوود که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در تحقيقات فرهنگي ايران از صفحه ۱۴۷ تا ۱۷۷ منتشر شده است.
نام: بازنمايي ايران در سينماي هاليوود
این مقاله دارای ۳۱ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله بازنمايي
مقاله تحليل گفتمان انتقادي
مقاله طبيعي سازي
مقاله مطالعات پسااستعماري
مقاله نشانه شناسيف نظريه فيلم
مقاله نژادپرستي نوين
مقاله کليشه سازي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: گيويان عبداله
جناب آقای / سرکار خانم: سروي زرگر محمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
وجود شکاف ميان واقعيت و آنچه در رسانه ها ارايه مي شود، سبب شده تلاش هاي بسياري براي توصيف و تبيينِ چگونگي و چرايي شکل گيري بازنمايي هاي رسانه اي از جهان خارج صورت گيرد. در سايه اين تلاش ها، امروزه بازنمايي رسانه اي به مفهومي بنيادين در مطالعات فرهنگي و رسانه اي تبديل شده است. بر اساس فرض هاي اوليه مطالعات فرهنگي، در بررسي متون رسانه اي، مولفه هاي ايدئولوژيک و اجتماعي موجود در وراي اين متون و تاثير آن در شکل گيري نگاه مخاطبان، امري است که بايد به شکل جدي مدنظر قرار گيرد. در ميان محصولات رسانه اي موجود، سينماي هاليوود در ارايه بازنمايي هاي رسانه اي از جهان خارج، موقعيت منحصر به فرد و بي بديلي دارد. اين تحقيق به بررسي «گفتماني در درون گفتماني ديگر» مي پردازد. به اين صورت که تصوير ايران در چهارچوبي از صورت بندي کلي شرق (و در اندازه کوچک تر؛ اسلام) در جهان غرب و به ويژه امريکا مورد بررسي قرار مي گيرد‍. براي رسيدن به اين هدف، فراورده هاي سينمايي هاليوود به عنوان يک رسانه، و بخشي از رسانه هاي امريکايي در نظر گرفته مي شود. به اين ترتيب، تحقيق حاضر به تحليل «رسانه اي در ميان رسانه هاي جمعي» امريکا مي پردازد. بررسي فيلم هاي سينمايي ساخته شده در هاليوود که به نحوي با ايران مرتبط بوده اند نشان مي دهد در اين فيلم ها ايران به مثابه «ديگري فرودست» غرب نشان داده شده و کليت عمل رسانه اي هاليوود را مي توان بخشي از «نژادپرستي نوين» دانست. براي نيل به اين هدف، از تلفيق ديدگاه هاي سه سنت نظري مطالعات فرهنگي، مطالعات پسااستعماري و نظريه فيلم استفاده شده است. در اين منظومه نظري، مفهوم بازنمايي در مرکز مباحث نظري قرار دارد و رويکردي مرکب از نظريات استوارت هال و ميشل فوکو در مورد مفهوم بازنمايي ارايه مي شود. سپس ديدگاه ادوارد سعيد در مطالعات پسااستعماري به عنوان مصداقي از کاربرد نظريه بازنمايي ارايه مي شود. در نهايت سومين سنت نظري با عنوان نظريه فيلم، سعي در به کارگيري مضامين بازنمايي و مطالعات پسااستعماري در حوزه مطالعات سينمايي خواهد داشت.