انواع بازنویسی گاهی از نثر به نثر است، گاهی از شعر به شعر، از نظم به نثر و از نثر به نظم. در خلاصه نویسی، نه پیام عوض می شود، نه قالب و محتوا و نه بهتر ساختن سبک نگارش؛ بر خلاف بازنویسی که اغلب یا به خاطر ضعف قلمی اثر نخستین است، یا نامناسب بودن آن با شیوه  امروزی.

خلاصه نویسی اغلب برای استفاده  بهتر از فرصت و زمان است، اما در بازنویسی هدف مهمتر ارائه  اثری متناسب با نیاز و ضرورتهای جدیدفرهنگی و ادبی است.

عبارات اصلی یا نقل به معنی؟ در اینکه خلاصه نویسی را باید با استفاده از قلم و جمله پردازی خودمان بنویسیم یا با حفظ عبارات اصلی، موارد مختلف است. گاهی روی الفاظ متن اصلی، عنایت و تأکید خاضی است که دخل و تضرف در عبارات، مسأله ساز و گاهی تحریف میشود. آنجا باید تلخیصی را با بهره گیری از عین عبارات اصلی انجام داد. مثل اینکه وصیتنامه  امام امت «ره»، یا احکام فقهی رساله، یا دیدگاه شیخ صدوق درباره  عصمت انبیا و نظر شهید مطهری درباره  تحریف نشدن قرآن، یا قانون کیفر مجرمین و… را اگر بخواهیم تلخیص کنیم، با استفاده از عبارات اصلی و حذف بخشهای کم اهمیت تر یا غیر لازم، اقدام می کنیم، تا اشکالی پیش نیاید. اما اگر یک داستان یا حادثه  تاریخی، یا گفتگوها و مذاکرات یک جلسه، یا گزارشی از روزنامه، یا درس معلم را بخواهیم خلاصه نویسی کنیم، ضرورتی ندارد که حتماً از عبارات اصلی استفاده کنیم، میتوانیم مفهوم را گرفته، با تعابیر و جمله بندی خودمان بنویسیم.

همچنین می توانیم همه  متن را بدقت بخوانیم، سپس آن را کنار گذاشته، خلاصه  آن را به قلم خودمان در هر حال، نکته ای که نباید فراموش کرد این است: در خلاصه نویسی، «هدف و پیام» اصلی نویسنده، نباید مورد تحریف با تغییر قرار گیرد، و این دو چیز میطلبد: الف: تعهد ب: مهارت اگر تعهد نباشد، سخنان یا نوشته  دیگران گاهی مغرضانه تلخیص می شود و (خلاصه»، چیزی از آب در میآید که مغایر با مقصود چه بسا مطالب عمده و اساسی از قلم میافتد و آنچه قابل حذف بوده، به هم «حفظ امانت» لازم است، هم «حفظ اصالت»؛ که اولی به تعهد خلاصه نویسی مربوط میشود، دومی به دقت و توانایی و مهارت او. گاهی کتابی را که در دست مطالعه دارید، پس از خواندن هر صفحه یا هر پاراگراف، سعی کنید خلاصه آن را در یک سطر یا در جمله ای بنویسید یا خبری را که به تفصیل در روزنامه خواندهاید، به صورت اخلاصه  خبر» در آورید.