سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: کنفرانس بین المللی علوم انسانی و مطالعات رفتاری
تعداد صفحات: ۹
نویسنده(ها):
زکیه رشیدآبادی – مدرس دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید هاشمی نژاد مشهد،
سحر دوستی – دانش آموخته کارشناسی دانشگاه فرهنگیان رشته علوم تربیتی
سوسن براتی مقدم – دانش آموخته کارشناسی دانشگاه فرهنگیان رشته علوم تربیتی

چکیده:
عشق با خلقت و نهاد انسان پیوندی جدا نشدنی دارد .از ابتدای خلقت با ما بوده و تا بی نهایت نیز رهایمان نخواهد کرد. این نوشتار در مورد عشق و روان درمانی است و قصد دارد اهمیت حضور یا عدم حضور این پدیده را در روان مراجعین توضیح داده و نقش آن را در روان درمانی یادآور شود چرا کهتجربه عشق بالغانه و عمیق، عاملی است که مراجعین را در رفع مشکلات، تحمل فشارها و تداوم تکامل یاری می رساند و زندگی را برای آنها لذت بخش وخوشایند می سازد. هدف این پژوهش پاسخ به این سوال است که نقش عشق در سلامت روان و روان درمانی چیست؟ نتایج نشان می دهد که هیچ ساختاری در درونانسان به اندازه عشق نمی تواند به یکپارچگی ابعاد وجود او کمک نماید. بها دادن به محبقت انسقانی، پخقش آن در فضای درمان و رجوع به آن به عنوان معیاری برای شناخت و راهنمایی برای عمل، فشار درمان را بر روان درمانگران کاهش داده، آن را از یکنواختی و خسته کنندیی در آورده و باعث تکامل حرفه ای و انسانی آنها می یردد. با استناد به شواهد موجود دلائل بی توجهی و انکار نقش عشق در فرایند کمک رسانی حرفه ای به افراد مبتلا به مشکلات روان شناختی در این مقاله تحلیل شده و پیشنهاداتی ارائه یردیده است. . این مقاله به روش اسنادی کتابخانه ای و به شیوه توصیفی مسئله محور انجام گرفته است.