سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: همایش ملی مناسب سازی محیط شهری

تعداد صفحات: ۰

نویسنده(ها):

مهیار عرفانی – دانشیار دانشگاه سین سیاتی اوهایو – امریکا

چکیده:

تصمیم گیری های مبتنی بر مناسب سازی شهری عمدتا فاقد جایگاه های فکری لازم می باشند. فقدان چنین رویکرد فکری می تواند نه تنها به اداره امور شهری اخلال وارد سازد، بلکه بعضا باعث رواجدستگاه های موازی و دوبارهکاری در انجام مسئولیت های شهری – مدیریتی می گردد. علاوه بر آن، به جایگاه مناسب افراد با اختلالات فیزیکی و ناتوانایی های جسمی – حرکتی (یا بعضا روانی – ذهنی) و نحوه رسیدناین عزیزان به حقوق شهروندی آنان خلل جبران ناپذیر وارد می سازد. سوال اصلی این مطالعه این است که چگونه می توان به مناسب سازی شهری فکر کرد. در واقع پیش از پرداختن به نمونه های موفق مناسب سازی شهری ایجاب می کند که یک چهارچوب فکری مناسب را جستجو کرد. چنین چهارچوب باید دارای دو مولفه اصلی باشد: ۱) عامل شناسایی و ۲) عامل حقوقی شهروندی.
عامل شناسایی زیر بنای هر گونه رویکرد فکری با مساله سازی شهری می باشد. این عامل در واقع می تواند محمل های لازم را جهت ایجاد حقوق شهروندی فراهم کند. عامل شناسایی خود داررای سه مولفه در سه سطح مختلف به قرار ذیل است:
۱- شناسایی در سطح مقدماتی یا اولیه؛
۲- شناسایی در سطح جامعه؛
۳- شناسایی در سطح حقوقی؛
این در حالی است که حقوق شهروندی خود دارای سه جنبه است:
۱- شخصی ؛
۲- اجتماعی ؛
۳- شناسایی در سطح حقوقی.
این مقاله ضمن ایجاد و پیشنهاد یک چهارچوب فکری، از یک طرف، در رابطه نحوه ارتباط بین اجزای هر یک از جنبه های فوق، یعنی شناسایی و حقوق شهروندی بحث می کنند. از طرف دیگر، کاربرد چنین چهارجوبی را در رابطه با حقوق پنجگانه شهروندی طبق تعریف کوین لینچ پیشنهاد می کند. با در دست داشتن چنین محمل های فکری – تئوریک می توان انتظار داشت که دست اندر کاران و تصمیم گیران امور شهری بتوانند تصمیم های مهم خود را در رابطه با نحوه مناسب سازی محیط شهری بر اساس عوامل شناسایی و حقوق شهروندی اتخاذ نمایند.
امید که با فرصتی که این همایش برقرار کرده بتوان جایگاه واقعی مناسب سازی شهری را در رابطه با عزیزانی که دارای معلولیت های جسمی یا ذهنی هستند، مشخص کرد.