مقاله برآورد عوامل موثر بر دفع پيوند دوطرفه در بيماران مبتلا به قوز قرنيه با مدل شکنندگي شفايافته بيزي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۹ در پژوهش در پزشکي از صفحه ۱۱۷ تا ۱۲۲ منتشر شده است.
نام: برآورد عوامل موثر بر دفع پيوند دوطرفه در بيماران مبتلا به قوز قرنيه با مدل شکنندگي شفايافته بيزي
این مقاله دارای ۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله دفع دو طرفه پيوند قرنيه
مقاله قوز قرنيه
مقاله آناليز بقا
مقاله مدل شکنندگي شفايافتگي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: رحيم زاده كيوي ميترا
جناب آقای / سرکار خانم: حاجي زاده ابراهيم
جناب آقای / سرکار خانم: فيضي سپهر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
سابقه و هدف: يکي از مهم ترين عوامل براي شکست پيوند قرنيه که موفقيت آميزترين پيوند در ميان پيوند اعضا انسان است، دفع آن توسط سيستم ايمني فرد گيرنده مي باشد. از آنجايي که در ايران شايع ترين علت پيوند قرنيه بيماري قوز قرنيه (کراتوکونوس) مي باشد، در اين مطالعه به بررسي عوامل موثر بر دفع پيوند دو طرفه در بيماران قوز قرنيه پرداختيم.
روش بررسي: از آنجايي که در پيوند قرنيه درصد قابل توجهي از افراد عضو پيوندي را دفع نمي کنند، با درصد بالاي افراد سانسور شده مواجه هستيم و از طرفي در پيوند دو طرفه چشم زمان هاي دفع پيوند به هم وابسته مي باشند، براي تحليل داده هاي زمان دفع پيوند دو طرفه در بيماري کراتوکونوس از دو مدل شکنندگي شفايافته و مدل شکنندگي با زمان پيشرفت استفاده شد و براي مقايسه مدل شکنندگي کاکس مبنا قرار گرفت و براي برآورد پارامترها از رهيافت بيزي استفاده شد.
يافته ها: از ۲۳۸ پيوند انجام شده، ۵۴ مورد (۲۲٫۷ درصد) دفع پيوند رخ داد. ميانگين زمان دفع پيوند ۱۳٫۵±۲۲٫۸ ماه با ميانه ۶٫۹ ماه بود. مهم ترين عامل خطر براي دفع پيوند قرنيه، وجود واسکولاريزاسيون قرنيه و سن بالا بود. در مدل شکنندگي شفايافته، ميزان شفايافتگي بدون واسکولاريزاسيون ۸۲ درصد و با واسکولاريزاسيون ۳۸ درصد و در مدل شکنندگي شفايافته با زمان پيشرفت ميزان شفايافتگي بدون واسکولاريزاسيون ۷۵ درصد و با واسکولاريزاسيون ۳۱ درصد به دست آمد. در مقايسه مدل هاي شکنندگي شفايافته که در آنها پارامتري براي نسبت شفايافتگي در نظر گرفته مي شود با مدل شکنندگي کاکس که در آن نسبت شفايافتگي صفر در نظر گرفته مي شود، مدل هاي شکنندگي شفايافته برازش بهتري به داده ها داشتند.
نتيجه گيري: در تحليل داده هاي بقايي که در آنها به دليل وجود افراد شفايافته سانسور شدگي در پايان مطالعه زياد است، مدل هاي شفايافته برازش بهتري به داده ها دارند.