مقاله برخي جريان هاي دگرانديش در عصر پهلوي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۶ در تاريخ از صفحه ۸۵ تا ۱۱۷ منتشر شده است.
نام: برخي جريان هاي دگرانديش در عصر پهلوي
این مقاله دارای ۳۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله دگرانديشي
مقاله ديانت
مقاله رضاشاه
مقاله كسروي
مقاله شريعت سنگلجي
مقاله حکمي زاده
مقاله تجددخواهي ديني و …

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: سليم محمدنبي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
يکي از دستاوردهاي مدرنيته پس از نهضت مشروطه، ساختاري شدن تدريجي عرفي گرايي و موضع گيري ضد ديني و سنتي دولت پهلوي بود؛ حركتي با هدف تضعيف ارزش هاي ديني و اخلاقي يا اسلام زدايي در شرق. در ادامه نهضت هاي سلفي و وهابي و با پيدايي بحران هويتي ايران معاصر، آراي غرب و اهداف سلطه گران اقتصادي، سياسي و فرهنگي، روشنفکران عرب و ترک و ايراني را به تامل واداشت. در اين فضا که با آثار برخي روشنفکران آغاز و در دوره رضاشاه به اوج خود رسيد، طيفي برآمدند که افكار و آرمان هايشان رنگي از انسان گرايي و انديشه غيرديني داشت. در پرتوي تساهل دولت و همسويي روشنفكران نوگرا، كساني نظير: كسروي، شريعت سنگلجي، حکمي زاده و … با سخنراني ها و نوشته هايي انتقادي و بديع، اسلام و مظاهر سنتي آن را نشانه گرفتند؛ زيرا مي پنداشتند قادرند با نقد سطحي و تند از چهارچوبه هاي شريعت ، اصول سيانتيسم (علم زدگي) و عقل گرايي اروپايي را در جامعه سنت گراي شرقي پياده نمايند.
بويژه در شرايطي كه دولت رضاشاه با هدف حاکميت الگوهاي جامعه مدرن غرب بر شئون اجتماعي ايران يک رشته دگرگوني ها را صورت داد؛ مانند: شکل گيري بوروکراسي(ديوانسالاري جديد)، ايجاد مدارس نوين، تاسيس دادگستري و برچيدن محاکم شرع و … و در نهايت باورداشت هاي غرب گرايانه در قالب جهان بيني شاهنشاهي يک به يک به مورد اجرا گذارده شد. بررسي كوشش تني چند از تجددگرايان دين ستيز يا نوانديشان دين خواه براي جايگزين كردن خردگرايي غربي بجاي تعبد ديني و يا تاويل مدرن و روزآمد از دين، موضوع اصلي اين مقاله است كه همراه با ارايه كارنامه سياست مذهبي رضاشاه، مشكل اصلي بخشي از جريان روشن فكري معاصر را به بحث كشانده است.