برخی از روش شناسی های مرسوم در فنی مهندسی

روش هایی که تاکنون مطرح گردید میتوانند در زمینههای فنی و مهندسی استفاده شوند؛ برخی دیگر از روش شناسی ها که در رشته های فنی و مهندسی کاربرد دارند به شرح زیر هستند: تئوری داده بنیان”، روش پدیدارشناختی، تحلیل گفتمان ” و تحلیل روایی “.

 تئوری داده بنیان

اولین روش تحقیق کیفی را نظریه داده بنیان یا GT میدانند. GT به حضور محقق در عملی اشاره دارد. به کدگذاری تاکید دارد. ابزار نظریه داده بنیان مصاحبه است به خصوصی مصاحبه با خبرگان، در واقع در GT بیش از ۸۰٪ مصاحبه با خبرگان وجود دارد و کمتر از ۲۰٪ مصاحبه با افراد غیر خبره و در واقع نگرش سنجی است. در این روش بر اساس مصاحبه و پرسشنامه، دادهها کدگذاری می شوند، کد باید طوری باشد که قوی و دارای بار اطلاعاتی ” باشد. اساس این روش به این صورت است که ابتدا مصاحبه صورت میگیرد سپس کدها از مصاحبه استخراج می شوند، کدهای استخراجی دسته بندی شده و در یک دسته یا خوشه قرار میگیرند. مثلا برای طراحی و پیادهسازی یک سیستم نرمافزار کاربردی، افراد تحلیلگر و طراح باید با مشتریان خبره که نیاز به سیستم مورد نظر را احساس کردهاند، مصاحبه نمایند وبا ابزارهای مختلف نیازهای آنها را با کدهای متفاوت دسته بندی نمایند، تا مراحل طراحی و پیادهسازی سیستم بهتر، راحتتر و با کارایی بیشتر صورت گیرد.

روش پدیدارشناختی

پدیدارشناختی مطالعه ساختارمند براساس آن چیزیست که فرد در اولین  نگاه درک می کند و به ذهن اش میرسد و در قرن اخیر به آن فلسفه تفکر میگویند. اساسی و پایه ی آن چیزیی است که در نگاه می آیند جزور پدیدارشناسی محسوب می شوند؛ بنابراین پدیدار شناسی، مطالعه پدیده هاست. استفاده از پدیدارشناسی به منظور پژوهش، آگاهی مستقیم نسبت به تجربیات و مشاهدات است؛ به عبارت دیگر، درک نسبت به پدیده هایی است که بی واسطه در تجربه ما ظاهر می شوند.

تحلیل گفتمان

در این نوع تحلیل، دادهها در اصل به صورت گفتار تولید می شوند؛ ولی بعدا آنها را به منظور تحقیق با دقت و وسواس فراوان و با استفاده از علائمی که تاکیدها، مکثها و سایر ظرایف غیر کلامی را هم بر کاغذ بیاورد به نوشتار تبدیل میکنندموضوع این دسته از مطالعات در واقع براساس پیام است.

تحلیل روایی

روایت یا تحلیل روایی سازماندهی مطالب در یک ترتیب متوالی تقویمی و متمرکز ساختن محتوای مطالب در حول یک داستان منسجم است. از طرف دیگر روایتها سازههای تحلیلی هستند که تعدادی از کنش ها و وقایع مربوط به گذشته و یا زمان حال را که در شرایط دیگر گسسته و نامربوط تلقی می شوند، در حول یک کلیت منسجم و مرتبط پیوند می دهند. این کلیت ارتباطی، به هر یک از عناصر داستان معنا بخشیده و آن را تبیین میکند و در همان حال توسط آنها شکل میگیرد. اگر درک روایت، با بررسی علت و معلول آغاز شود، که زنجیرهای از رویدادهایی که در ساختمان زمان و فضای تصاویر متحرک رخ میدهند را قالب بندی می کند، آنگاه میتوان پویاییهای روایت و ساختار روایی- که رویدادهایی است که به هم ملحق می شوند تا جهتی را که داستان سرایی میگوید ایجاد کنند تشخیص داده و مطالعه شوند. وجه مشخصه ی روایت ها سازماندهی خطی رویدادهاست. مبنای روایتها اتصال پیدرپی و ظاهرشدن داستان در آنهاست. به بیان دیگر روایتها دارای یک اغاز، مجموعه ای از کنشهای مداخله کننده و به دنبال ان پایانی هستند که منوط به کنشهای قبلی حادث شدهاست. روایت ها محصور کننده و انعکاسی دهنده ی اهمیت روش شناختی و تاریخی ترتیب زمانی کنش به شمار می آیند. هر لحظهی تاریخی هم نتیجه ی فرایند قبلی است و هم شاخصی به سوی جهت مسیر آینده ی آن است. به نظر میرسد روایت کردن یک تجربه، ابزار مناسبی برای سهیم کردن تجربه ی خود به دیگران به عنوان یک نتیجه و یک فرایند باشد به گونه ای که هم مخاطبین این تجربه وهم راوی بتواند این تجارب را بازسازی کنند و در نتیجه فهم مشترکی از ان پیدا کنند. به طور کلی روش های مختلف پژوهش در فنی و مهندسی دارای ویژگیهای متفاوتی هستند که برخی از این ویژگیها عبارتند از:

– اغلب روش های تحقیق منطقی و استدلالی میباشند که میتوان آنها را یاد گرفت و آموزش داد.

– این روش ها را میتوان توصیف کرد و توضیح داد.

– روش های تحقیق دارای چند مرحله هستند که توسط افراد خبره قابل پیگیری و تجربه کردن هستند.

– تا حدودی نتایج شبیه یا نزدیک به هم را تولید می کنند هرچند که کاربران متفاوت داشته باشند.