مقاله بررسي ارزش ماركرهاي ايمنوهيستوشيمي درتشخيص تومورهاي عضله صاف رحم که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي زنجان از صفحه ۶۲ تا ۶۹ منتشر شده است.
نام: بررسي ارزش ماركرهاي ايمنوهيستوشيمي درتشخيص تومورهاي عضله صاف رحم
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله تومور عضله صاف رحم
مقاله STUMP
مقاله ايمونوهيستوشيمي
مقاله ليوميوسارکوم

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مدني سيدحميد
جناب آقای / سرکار خانم: جوادي راد عترت
جناب آقای / سرکار خانم: خزاعي صديقه

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: تومورهاي عضله صاف رحم يكي از شايع ترين نئوپلاسم ها در انسان است. تقسيم بندي باليني اين تومورها باليني به صورت خوش خيم و بدخيم مي باشد ولي گروه ديگري از ضايعات تحت عنوان STUMP وجود دارند كه قرار دادن آن ها در يكي از اين دو دسته مشكل است و افتراق اين تومورها از يكديگر، به اتكا رنگ آميزيH&E  مشكل است. هدف اين مطالعه يافتن بيوماركرهاي عيني براي افتراق و بررسي مقايسه اي ماركرهاي ايمونوهيستوشيمي در سه گروه تومورهاي مذكور مي باشد.
روش بررسي: در هر گروه از تومورهاي فوق، تعداد ۲۱ نمونه به صورت تصادفي (۶۳ مورد) از آزمايشگاه هاي پاتولوژي شهر كرمانشاه و شهر شيراز انتخاب و با استفاده از تكنيكIHC  از نظر بروز ماركرهاي P53, P16, Bcl-2, C-kit ,PR ,ER بررسي شدند.
يافته ها: ميزان بروز ماركرها در ليوموساركوم عبارت از ۵٫۲۶ ER، ۱۵٫۵۲ PR، ۲۶٫۳۱ P53، ۱۵٫۷۸ Bcl-2،۱۵٫۵۲ C-kit  و ۱۵٫۴۲ P16 درصد بود. در موارد۲۳٫۸۰ PR:STUMP ،۴٫۷۶ Bcl-2  و ۹٫۵۲ P16 درصد و ER وC-kit  وP53  بروز نداشتند. در گروه ليوميوم تنها Bcl-2 بروز يافت (۱۴٫۲۸ درصد) و ساير ماركرها بروز نيافتند. تفاوت هاي بروز P16, P53 در بين دو گروه ليوميوم وLMS  و همچنين STUMP وليوميوساركوم معنادار بودند (P<0.05).
نتيجه گيري: P16 و P53، ماركرهاي معتبري جهت افتراق ضايعات STUMP از ليوميوساركوم و نيز ليوميوم از ليوميوساركوم محسوب شده، ويژگي تشخيصي بالايي دارند. تشخيص STUMP براي مشخص كردن مواردي بكار مي رود كه الگوي كلينيكوپاتولوژيك جهت تعيين قطعي تشخيص خوش خيم يا بدخيم كافي نمي باشد در اين تحقيق شباهت زياد الگوي ايمونوهيستوشيمي گروه STUMP به موارد خوش خيم تومورهاي فوق مشاهده شد.