مقاله بررسي تطبيقي «سبب نظم كتاب» در مصباح الارواح و چند اثر عرفاني ديگر (عنوان عربي: دراسة مقارنة «لسبب نظم الكتاب» في مصباح الأرواح و کتب عرفانية أخري) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۷ در مطالعات ادبيات تطبيقي (ادبيات تطبيقي) از صفحه ۹۵ تا ۱۲۳ منتشر شده است.
نام: بررسي تطبيقي «سبب نظم كتاب» در مصباح الارواح و چند اثر عرفاني ديگر (عنوان عربي: دراسة مقارنة «لسبب نظم الكتاب» في مصباح الأرواح و کتب عرفانية أخري)
این مقاله دارای ۲۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مصباح الارواح
مقاله عرفان
مقاله عارف
مقاله پير
مقاله خرد
مقاله شب
مقاله خلوت
مقاله مراقبه
مقاله تفكر
مقاله زمان قدسي
مقاله وجود قدسي (كليد واژه عربي: مصباح الأرواح
مقاله العرفان
مقاله العارف
مقاله الشيخ
مقاله العقل
مقاله الليل
مقاله الخلوة
مقاله المراقبة
مقاله التفكر
مقاله الزمان القدسي
مقاله الوجود القدسي)

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: كاظمي داريوش

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
چکيده فارسي:
در مقاله حاضر، بخشي از كتب عرفاني تحت عنوان «سبب نظم كتاب» بررسي شده است. بررسي همساني و همگوني اين بخش ها به دقت و توجه فراوان نياز دارد؛ چنان كه در اين پژوهش نيز يكساني آنها در مصباح الارواح ــ تاليف شمس الدين محمد بردسيري ــ و ديگر آثار عرفاني به چشم مي خورد.
اين بخش از آثار معمولا با صبحي مبارك، شبي نوراني يا سحري فرخنده آغاز مي شود كه نماد لحظه تفكر و مراقبه است. مشخصه هاي اين لحظه مبارك، نورانيت، سكون و سكوت، زيبايي و ماورايي بودن آن است. در لحظه اي ديگر، عارف با حالتي قدسي تصوير مي شود كه دست از همه ماديات شسته، سر بر زانوي تفكر نهاده و در بحر مكاشفت مستغرق شده است. در اين لحظات، او غرق شعف و شادي است و آسمان ها زير پاي او قرار دارند. هم در اين لحظه است كه شخصي نوراني و خوش سيما بر او ظاهر مي شود. او را به نام هاي مختلف مي خوانند: يار، دوست، انس جليس، معشوق پري چهره، پير نوراني و… او صفاتي قدسي دارد. او دنيايي نيست و از زمان و مكان برتر است؛ همه چيز مي داند و بر هر سري آگاه است. او عارف را خطاب مي كند و از او مي خواهد به باغ و گلستان يا صحرايي كه او مي نماياند، پاي نهد. عارف همراه او به گلشن قدسي مي رود و ديدني ها مي بيند؛ آنچه كه با چشم سر امكان ديدنش نيست. سپس پير رهنما كه در عمق وجود عارف خانه كرده است و كسي جز خرد برتر نيست، او را به تحرير آنچه ديده است، تشويق مي كند و عارف چنين مي كند و آنچه كه خرد برتر به او تلقين كرده است، مي نويسد و اين اثر او است.