مقاله بررسي تطبيقي «فنا» و «نيروانا» در آموزه هاي بودا، كارلوس كاستاندا و مولانا که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در پژوهشنامه ادب حماسي (پژوهش نامه فرهنگ و ادب از صفحه ۲۵۸ تا ۲۷۵ منتشر شده است.
نام: بررسي تطبيقي «فنا» و «نيروانا» در آموزه هاي بودا، كارلوس كاستاندا و مولانا
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله فنا
مقاله نيروانا
مقاله بودا
مقاله كارلوس كاستاندا
مقاله مولانا

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: ضيايي سيدعبدالحميد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
بر مبناي معرفت شناسي سنتي، آدمي قادر بود از راه حواس و به مدد روش هاي تجربي، اشيا را چنان كه هست، بشناسد و به واقعيت پي ببرد. پس از نظريه كانت در معرفت شناسي كه بعد از او پذيرش عام يافته است، معلوم شد كه معرفت، دستاورد تعامل عين و ذهن است و عامل شناسا (سوژه)، در موضوع شناسايي (ابژه) تصرف هايي دارد و ما با «نمود» اشيا سروكار داريم، نه با «بود» اشيا. ما نمي توانيم به واقعيت، آن گونه كه هست برسيم، بلكه تنها مي توانيم واقعيت را آن گونه كه مي نمايد، بشناسيم. به عبارت ديگر ما با «فنومن ها» سروكار داريم نه با «نومن ها».
بنظر مي رسد كه در روزگار پست مدرن، بر اثر ظهور معرفت شناسي جديد و درهم شكسته شدن اقتدار علم (Science) و متدهاي تجربي و كم رنگ شدن جزميت و اثبات گرايي در علوم و اكتفا به ابطال گرايي، راه براي مكتب هاي عرفاني و معنوي، كه انسان را به درك شهودي و يقيني فرا مي خواند، گشوده شده است. شبه دين ها، معنويت هاي مدرن و سيستم هاي عرفاني در كنار اديان توحيدي و غيرتوحيدي، متاع خويش را به بازار آورده و بساط تبليغ و تبيين را گسترده است. برخي از اين مكاتب عرفاني متاثر از سنت هاي عرفاني ديني است كه در تداوم تاريخي خود با گسست از بنيان هاي معرفتي خود، راهي ديگر برگزيده و برخي ديگر ريشه در نيازهاي انسان مدرن به فضا/ تفكر معنوي فارغ از پيش فرض هاي ديني و غيرديني دارد. در اين مقاله مي كوشيم با بررسي تطبيقي سه سيستم عرفاني (بوديسم، عرفان سرخ پوستي و عرفان مولانا)، فرجام و غايت سلوك را بر مبناي دريافت ها و آموزه هاي اين سه مكتب مورد بررسي و ارزيابي قرار دهيم.